تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد

پای منبر استاد امجد :

اگر با شعار پیش برویم در اینصورت ما همان‌ بوش‌، چنگیز و معاویه‌ هستیم

 

استاد محمود امجد

چند وقت‌ پیش‌ بوش‌ در تلویزیون‌ درمورد وضعیت‌ عراق‌ صحبت‌ می‌کرد و به‌ تعبیر من‌اینطوری‌ می‌گفت‌: «الحمدللّه‌ کشور عراق‌ در امن‌ و امان‌ و عدالت‌ و رفاه‌ است‌، الحمدللّه‌ ما عدالت‌را برقرار کردیم‌.» نکند ما هم‌ اینطوری‌ بشویم‌. نکند ما هم‌ با شعار پیش‌ برویم‌. اگر خدا ما را رهاکند ما همان‌ بوش‌ هستیم‌. بگوییم‌ خدایا ما را به‌ خودمان‌ وامگذار! و الاّ ما همان‌ بوش‌ و چنگیز ومعاویه‌ هستیم‌. این‌ حرف‌، شوخی‌ نیست‌. این‌ نفس‌، هزاران‌ سر دارد.

ما خیال‌ می‌کنیم‌ اگر در زمان‌ حضرت‌ علی‌ع بودیم‌، در مقابل‌ حضرت‌ نمی‌ایستادیم‌؟ نخیر!ما اینطور اطمینانی‌ از خودمان‌ نداریم‌! ما امتحان‌ خودمان‌ را در تاریخ‌ داده‌ایم‌. دوستان‌ امام‌حسن‌ع به‌ امام‌ توهین‌ کردند!

خلاصه‌ در یک‌ زمان‌ بسیار بسیار مشکلی‌ هستیم‌ که‌ یک‌ ظرافت‌های‌ فوق‌ برنامه‌ای‌ می‌خواهد،یعنی‌ فوق‌ این‌ طرز تفکّری‌ که‌ ما داریم‌. فقط‌ باید شب‌ و روز دعا کنیم‌ که‌ خدایا فرجش‌ را برسان‌.
 

به‌ حق‌ سجاده‌ تزئین‌ کن‌ مهل‌ محراب‌ و منبر را  
      
 که‌ دیوان‌ فلک‌ سوزد از آن‌ سازند محفل‌ها


 
منبر، جای‌ ارشاد است‌. جای‌ فخرفروشی‌ نیست‌ که‌ بگوید من‌ از شما بهتر هستم‌. اصلاً امام‌جماعت‌ چرا در چاله‌ می‌رود و پایین‌تر از بقیه‌ قرار می‌گیرد، چرا امام‌ جماعت‌ نباید بالا باشد؟برای‌ اینکه‌ امام‌ جماعت‌ باید خودش‌ را از بقیه‌ کمتر بداند. اگر یک‌ ذره‌ فکر کند از مأمومین‌ بهتراست‌ او شایسته‌ی‌ امام‌ جماعت‌ شدن‌ نیست‌.

خذیفه‌ امام‌ جماعت‌ بودن‌ را رها کرد و گفت‌ من‌ فکر کردم‌ از شما بهترم‌، بنابراین‌ دیگرنمی‌خواهم‌ امام‌ جماعت‌ باشم‌. امام‌ جماعت‌ به‌ سرعت‌ دارد به‌ سمت‌ خدا حرکت‌ می‌کند و خودش‌را بدتر از همه‌ می‌داند و همه‌ را بهتر از خودش‌ می‌داند، لذا باید پایین‌تر از همه‌ باشد تا خودش‌ راگم‌ نکند. حالا آدم‌ وقتی‌ منبر می‌رود فکر می‌کند یک‌ قدم‌ از مردم‌ بالاتر است‌؛ نه‌، چنین‌ چیزی‌نیست‌. نه‌ خیلی‌ها روی‌ منبر نشستند و به‌  جهنّم‌ رفتند و خیلی‌ها پای‌ منبر بودند و به‌ بهشت‌رفتند.
 
انسان بالقوه آیت الله العظمی است
 انسان فقط برای خدا خلق شده است . پاداش انسان بهشت نیست . بلکه بهشت جایگاه انسان است . بهشت هدف نیست ، هدف خداست . انسان در بهشت الی الابد ظهور و بروز دارد « اقراء فارقع »؛ انسان فوق تجرد است . حالا آیا باید این انسان ، اسیر این شهوت دنیا بشود ؟!


          غلام همت آنم که زیر چرخ کبود  
 
     زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است


ما در بند خودمان هستیم ، « هر قبله ای که بینی بهتر ز خودپرستی است » و الا « تو خود حجاب خودی امجد ازمیان برخیز » حافظ بیچاره که معلوم نیست حجابی داشته باشد . البته یک حجابی هست که آن حجاب برداشتنی نیست ، آن محمد و آل محمد است ؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد . این آیینه را خدا خلق کرده است. این مثل اعلی است که انسان در آن متوقف نمی شود . این حجابی است که خودشان باید باشند . خودشان باید دستگیری کنند  . اینها اسماء و صفات خداست . خلاصه حالا که آدم اینگونه است که خدا برای خودش خلق کرده است . خدا این عالم را خلق کرد نگفت « فتبارک الله احسن الخالقین » و فقط وقتی انسان را که خلق کرد آن را گفت . عالمی که یک گوشه از عالم ناسوت آن ، این کهکشانهای عظیم است که میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارند . آنوقت عالم ملکوت و عالم جبروت ،از لاهوت تا ناسوت در انسان جمع شده است در آیینه خدا .


   چون نور که ازمهر جدا هست و جدا نیست   
 
  عالم همه مرآت خدا هست وخدا نیست


مرآت بزرگ ، انسان است و مرآت بالفعل و آیینه صیقلی شده و مثل اعلی ، اهل بیت عصمت و طهارت هستند.

     در آیینه بینی اگر صورت خود را        
 
        آن صورت آیینه شما هست و شما نیست


وقتی می گوییم آیینه ، ذهن انسان به سمت آیینه شیشه ای و بازاری می رود ، ولی منظور از مرآت همان عکسی است که ما می بینیم . عالم عکس خداست ، عالم سایه خداست ، آیات قرآن در این باب زیاد هستند. « الم تر الی ربک کیف مدظل » آیت یعنی فلش . عالم آیت اوست . آنوقت انسان آیت العظمی است . متاسفانه این القابی که می گوئیم هیچ کدام حقیقت ندارد . منتهی برای احترام است و الا این حرفها نیست . آیت الله العظمی حضرت امیرالمومنین « علیه السلام » است،آیت الله العظمی امام زمان است . انسان در بین سایر موجودات آیت الله العظمی است . آنوقت چرا این انسان سقوط می کند و از حیوان پست تر می شود ؛ « اولئک کاالانعام بل هم اضل سبیلا »، خوب حیوانات هیچ کدام گمراه نیستند . هیچ مورچه ای گمراه نیست . هیچ خوکی گمراه نیست . هیچ سگی گمراه نیست .

همه در مسیر مشخص خودشان حرکت می کنند. حیوانات نسبت به مسیر انسان گمراه هستند آنها وظیفه شان این نیست . اما اگر انسان مسیر خودش را رها کند و در مرتبه حیوانات برود آنوقت از حیوانات هم پست تر می شود . گرگ یک گله را زخمی می کند ولی شنیده ام که صدام 8 میلیون آدم را کشته است . این انسان اگر دستش برسد تمام زمین را آتش می زند . این گرگ کجا و این انسان کجا .قرآن آمده است تا انسان را آیت الله العظمی کند . آیت الله العظمای بالفعل چهارده معصوم « علیهم السلام » هستند و باید از آنها پیروی کرد . آدم باید بفهمد که هیچ چیز نیست :

          در وجود ما معمایی است حافظ      
 
   که تحقیقش فسون است و فسانه


برهان قاطع !
معذرت می خواهم اگر کسی بیاید و به من بگوید خدا را اثبات کن به او می گویم : خیلی خری . آخر این کتاب و این بلندگو تصادفاً اینجا نیامده است . آن وقت این عالم با این همه تشکیلات که درون یک سلول آن هزاران آیت و آیت الله وجود دارد آنوقت می گویی خدا را اثبات کن ؟! تو غیر خدا را اثبات کن . تو اصلاَ نمی توانی غیر خدا را اثبات کنی .

اگر کسی هم به من بگوید قیامت و آخرت را برای من اثبات کن باز به او می گویم : خیلی خری . یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر آمده اند و گفته اند که قیامتی هست ، آنوقت تو می گویی آن را اثبات کن ؟! اگر یک بچه به تو بگوید در لباست عقرب است احتیاط می کنی . چطور حرف یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر را باور نمی کنی ؟!

قرآن باید در جامعه مطرح شود . قرآن فقط تجوید نیست . قرآن کتاب انسان ساز است . قرآن برای همه آمده است؛« هدی للناس ». منتهی چه کسی از آن استفاده می کند ؛« هدی للمتقین »

یا اگر یک جبری مذهب بگوید من جبر را قبول دارم  یک سیلس به گوش او می زنم و اگر بگوید چرا زدی ؟ ؛ می گویم من مجبورم . من اینطوری بحث می کنم . دیالوگ و سیستماتیک و این حرفها کار شما علماست .

به یک رعیتی گفتند خدا چندتاست ؟ گفت : یکی . به او گفتند : اگر کسی بگوید خدا دوتاست ، چه کار می کنی؟گفت : با این بیل می کنمش دوتا . این می شود برهان قاطع ! . 

هر قبله ای که بینی بهتر ز خودپرستی است 


ما می گوییم آفتاب خانه ما ، آفتاب خانه شما ؛ در حالی که همه اینها یکی است و یک آفتاب بیشتر نیست . علامه طباطبائی در آن کلام آخر در پیام معنوی شیعه در کتاب « شیعه در اسلام » می فرماید که : « خودشناسی و امام‌شناسی و خداشناسی یکی است . » ؛ چرا ؟ مثلا ما می خواهیم خودمان را بشناسیم . ما حیات داریم ، ما قدرت داریم ، واقعیت داریم. می گوییم حیات من ، قدرت من ، شنوایی من ، بینایی من ، اراده من ، تکلم من ، من هستم و این درست است و نمی شود انکار کرد خوب این من چه کاره است ؟ . تمام این بدبختی های ما مربوط به همین  «من » است . « هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی است » . این من است که به او باید خدمت کنم . من باید سخنرانی کنم نه کس دیگر . این منیت یک جهنم بزرگی است . همه مشکلات جامعه مربوط به این منیت است  و به خاطر همین منیت کمالات دیگری را نمی توان دید ولی اگر این طور نباشد همه همدیگر را کمک می کنند .
آقای قاضییک کلمه می گفت : « خودبین نباشید ، خدابین باشید» . بعد سه ساعت سرش را پایین می انداخت و به فکر فرو می رفت و حضار نیز چنین می شدند؛ و مثل بنده جاهل نبود که بیهوده حرف بزند .
           

            بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را      
 
          هرگز نتوان دید جمال احدی را


وقتی این من شکسته بشود مضاف می ماند و مضاف الیه می رود . « التوحید اسقاط الاضافات» . آفتاب خانه من ، آفتاب خانه شما ، آفتاب مدرسه و دانشگاه همه اش یک آفتاب است این تقید است که انسان را نگه داشته است و الا اگر این تقید بشکند انسان می شود قدرت و علم . این معنی امام است وقتی منیت را بشکند خودش را بشناسد .

           وجود ما معمایی است حافظ             
 
       که تحقیقش فسون است و فسانه


این جا دیگر آدم راحت می شود . می بیند که یک قدرتی هست و علمی هست که آن هم امام است . در پشت سرش هم دیگر خبری نیست و دائما او پادشاه مطلق است و در کمال عز خود مستغرق است . او دیگر چیزی نیست ،  نه این که نیست. « آن را که خبر شد خبری باز نیامد» . خداوند متعال یک آیینه بزرگی به نام انسان خلق کرده است . و انسان های بالفعل کاملی هم گذاشته است که مردم را هدایت کنند .

             سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی         
 
    عشق محمد بس است و آل محمد


 
*** آیت الله شیح محمود امجد – استاد حوزه و دانشگاه

 منبع: خبرگزاری انتخاب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

استاد محمود امجد

استاد محمود امجد

استاد محمود امجد

استاد محمود امجد

استاد محمود امجد

استاد محمود امجد

استاد محمود امجد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |