تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد

علامه حسن زاده آملی :

 

دیگر امجدی باقی نمانده ،همش هوُست

 

علامه حسن زاده آملی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

طلبه جوان و شب عاشقان بيدل

 آيت‎ا... العظمي بهجت(ره) به رحمت خدا رفت. خبر را در روزنامه بودم كه شنيدم. ساعت 5/2 نيمه شب بود كه محمد حسين جعفريان تلفن كرد «بيا برويم قم، كمك بچه‎هاي دفتر آقاي بهجت(ره) براي ساختن يك فيلم مستند، دوستمان شمس هم آن‎جاست.» نيم ساعت بعد در راه قم بوديم. بچه‎ها با ده دوربين كار مي‎كردند، هركس در گوشه‎اي. فرداي وفات ايشان راش‎ها را كه مي‎ديدم، تصوير آيت‎ا... امجد را ديدم كه در مسجد آقاي بهجت(ره) منبر رفته بود و در كنارش دوست روحاني ارجمندم حجت‎الاسلام حاج حسين فتحي مداحي كرده بود و مرثيه‎خواني. يادم افتاد كه همان روز با حاج حسين فتحي قرار داشتم در تهران. تلفن زدم. خواهش كردم كه با آقاي امجد هماهنگي كند كه برويم با ايشان گفت‎وگو كنيم درباره آيت‎ا... بهجت(ره). بنا شد برويم با دو دوربين و شش هفت دقيقه‎اي وقت ايشان را بگيريم. در تراس خانه دوستي روحاني ده پانزده نفري معمم و مكلا دور هم بودند، شب قبل از تشييع جنازه و نگين محفل و مجلس هم آيت‎ا... امجد (كه عمرش دراز باد). به‎حرف آوردن حضرتش چندان سخت نبود. آشنايي‎هاي قبلي را پيش كشيديم و كمك آقاي فتحي كاري كرد كه عوض چند دقيقه، دو ساعت گفت‎وگو كنيم و حاصلش ان شاءا... مي‎شود مستندي به نام «شب عاشقان بيدل» كه به‎راستي هم چنين بود آن شب. سؤالات دوست مستند‎سازم، شمس، حاج آقا را سر ذوق آورد. آرام آرام گفت‎وگوي دوجانبه، محفلي و مجلسي كه مزين شد به ذكر آقا سيد الشهدا(ع) و حضرت صديقه كبري(س) از زبان آقاي امجد و حسين فتحي و دوست روحاني عاشق ديگري كه نامش را نمي‎دانم. توفان اشك درگرفت. آن‎ها كه با روحيات و شكل خاص مجالس آقاي امجد آشنا هستند، مي‎دانند كه محضر ايشان آميزه‎اي‎ست از درس و مباحث عرفاني و ذكر مصيبت و مدح اهل بيت و شعر و آواز. آن شب هم به‎مدد روح قدسي آيت‎ا... بهجت(ره) كه ذكر مقام علمي و عرفاني او و ذكر خاطرات آقاي امجد درباره ايشان بحث اصلي بود، مجلسي شكل گرفت كه هيچ كم نداشت و آيت‎ا... امجد هم انصافا هيچ‎ كم نگذاشت.

در تمام طول مجلس، يك دوست روحاني جوان هم كنار آقاي امجد نشسته بود كه مي گفتند از شاگردان آيت‎ا... بهجت است.

سرپا ايستاده بوديم و سرگرم خداحافظي. التماس دعا كرديم. آقاي امجد چند بيتي از ساقي‎نامه «رضي‎الدين آرتيماني» را به آواز خواند و در آخر گريز زد به اين بيت كه

خدايا چنان كن سرانجام كار تو خوشنود باشي و ما رستگار

شمس كه محضر آقاي امجد را تا آن شب درك نكرده بود، سؤالاتش تمامي نداشت. پرسيد: «حاج آقا شما خيلي شعر حفظ هستيد؟» اين‎جا بود كه روحاني جواني كه ذكرش رفت ناراحت شد و شايد با طعنه‎اي پنهان به آيت‎ا... امجد، به شمس گفت: «بفرماييد نظم! حاج آقا كه شعر نمي‎خواند. شعر خواندن آن هم شب، كراهت دارد. كار لغو است! بفرماييد نظم!» همه جمع پكر شدند. يكي درآمد كه «پس تكليف ان من الشعر لحكمه چه مي‎شود؟» نزديك بود بحث بالا بگيرد، كه آقاي امجد با عذرخواهي از شمس، از جانب آن روحاني جوان بحث را تمام كرد.

جاي بحث در باب ماهيت آن‎چه روحاني جوان گفت و استناد نقل قول و ادله‎اش اين‎جا نيست. اما دايم ذهنم مشغول است درباره اين‎كه دوست روحاني جوانمان با ديد متحجري كه دارد، به شعر امام راحل (ره) چطور مي‎نگرد. اين روحاني جوان كه شعرخواني را برنمي‎تابد، با شعر طنز چطور برخورد خواهد كرد؟ اين روحاني جوان را يك نفر نبايد ديد، اين يك نوع نگاه است. اين روحاني جوان از امام(ره) فقيه‎تر است؟ با اين ديدگاه چطور اين شعر مطايبه‎آميز امام(ره) را برمي‎تابد:

قم بدكي نيست از براي محصل سنگك نرم و كباب اگر بگذارد

حوزه علميه داير است و ليكن خان فرنگي مآب اگر بگذاردش

 *** سيد شهرام شكيبا – مجله پنجره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

حضرت آقای امجد از نگاه بزرگان

 آيت الله العظمی  بهجت : «  ايشان(آقای امجد ) کسي است که بايد دست بندگان خدا را بگيرد و به سوي خدا ببرد.»

 

آيت الله فاطمي نيا: « والله اين مرد(آقای امجد) از اولياي خداست و سير و سلوک او در همين حسين حسين گفتن هاست.»

 

 علامه سید محمدحسین طباطبايي : «ايشان قوي است به او امجد كرمانشاهي نگوييد بلكه امجد كربلايي بگوييد»

 

 آیت الله  جوادی آملی: « آقای امجد جمیع اضداد می باشد»

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

فضایل و رذایل زنجیره ای اند

حضرت آقای محمود امجد

فضایل و رذایل زنجیره ای اند

 

این حرف حاج آقا امجد هم عجیب بود هم ترسناک...مهره های دومینو یکی شان که بریزد هوار می شود بر روی بقیه مهره ها

 

***کمند دوست – مریم

 

 


 

 دريا بوديم به اين چيزا موج بر نميداشتيم

 

 

 

هيچ وقت يه بازي ارزش يه دعوا رو نداره تنها چيزي كه ارزش دعوا رو داره حقه و… و من هنوز بازي بزرگان رو ياد نگرفتم ديدم و شنيدم ولي نميدونم يعني چي يعني چي كه يكي مثل حاجي امجد بايد بياد اونقدر ساده با بچه ها برخورد كنه كه يه سري فكر كنن كارش خندوندنه و شاد باشه آخه به چي شاده شايد به فضل خدا كه ميفرمايد ” قل بفضل الله و رحمته فبذلك فليفرحو هو خير مما يجمعون ” و ما اينو نفهميديم برا همين دلامون شده مثل يه استكان كه يه فوت توش موج ميندازه اگه دريا بوديم به اين چيزا موج بر نميداشتيم ولي اگه برميداشتيم چه طوفاني بود ميشد كربلا

 

*** خانه نشین – خلجی 

 

 

 


  

 پناهگاه

 

حاج آقای امجد رو تلویزیون نشون می داد. در حد ده دقیقه بیشتر نتونستم برنامه رو ببینم. فکر کنم ویژه برنامه ای درباره ایشون بود. قسمت هایی کلیپ و مراسم ها رو نشون می داد و در خلال اونها خود آقای امجد صحبت می فرمودند.

 

یک قسمتش عمیقا به دلم نشست و هنوز که یک هفته ده روزی ازش می گذره توی ذهنم دارم حلاجیش می کنم و لذتش رو می برم. گفتم بنویسمش اینجا:

 

«ما با جوان ها سر و کار داریم. ما رفتیم دنبال جوان. به جوان می گیم ای جوان! من نمی خوام تو رو به سمت خودم جذب کنم. من فقط به تو یه حرف می زنم. تو اگه بمب بارون بشه چی کار می کنی؟ نمی ری پناهگاه؟ خوب این دنیا همونه. همه اش ظواهره. گول این ظواهر رو نخور. برو تو پناهگاه خدا. اون جا باش بمب بارون که تموم شد بیا بیرون زندگی کن. اینا زندگی نیست که اینا ظاهرش قشنگه توش هیچی نیست.»

 

***از جنس خدا - محمدرضا موذن زاده

 

  


جوانترین روحانی

 

اگر جوانی دل و جوون پسند بودن معیار جوانی باشه این حاج آقا امجد جوون ترین روحانی است که تا حالا تو عمرم دیدم و خواهم دید.

 

***عقاب - علیرضا کریمی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

آقاي امجد مي‌گفت:

 لا إله إلا الله يعني هيچ دلبري جز خدا نيست

استاد امجد

اي آنکه رنگ تعلق نمي‌پذيري!غلامتم دربست!


درويشي به درويشي گفت: از خدا چه خواهي؟ گفت: آن خواهم که نخواهم. درويش گفت: اين هم خود خواستني است.
مي‌دوني بايد از بعضي از نماز و روزه‌ها استغفار کنيم!
آيت‌الله امجد مي‌گفت بعد از نماز، از نمازتون استغفار کنيد!

امام حسين (ع) در دعاي عارفانه عرفه، عاشقانه ميفرمايد:من کانت محاسنه مساويه، فکيف لايکون مساويه مساويه
آن کس که خوبيهايش بدي است، چگونه بديهايش، بدي نباشد!

اگر نماز خوبي هم خونديم، شکر کنيم!
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
ولي به عبادت دل نبنيديم که حجاب بشه!
به قول آيت‌الله صديقي بت يکي سنگ و چوبه، بت يکي پوله، بت يکي زن و بچه‌هاشه، بت يکي هم عبادتشه!
مثلا يکي سرقفلي صف اول جماعت، پشت سر آقا رو خريده، اگر کسي ديگه جاش بشينه، ديگه نمي‌تونه نماز بخونه، حالش فرق مي‌کنه!
آقاي امجد مي‌گفت: لا إله إلا الله يعني هيچ دلبري جز خدا نيست.

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عيال و خانمان را چه کند
ديوانه کني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه کند

*** یاسر


بعيد است كه ربط حرف‌هاي بداهه‌وار آیت الله امجد  به احوالات دروني مخاطبين اتفاقي باشد

 آیت الله امجد معمولا كار خودشان را مي‌كنند و آن‌چه بر خود مي‌داند را ادا مي‌كند. نور است و صفا. من كه از كرامات ايشان خيلي شنيده بودم، (در جلسه ای که بودم و ایشان تشریف داشتند)جرأت نداشتم چشم در چشم‌شان بشوم. سرم را پايين گرفته بودم و گوش مي‌كردم و سعي مي‌كردم آن‌چه مي‌گويد تا پس از ديدار و دسترسي به قلم و كاغذ از خاطرم نرود. آدم ايشان را كه مي‌بيند بيش‌تر به درون خودش مي‌رود تا اين‌كه شيفته‌ي ايشان بشود. اين بهره‌اي بود كه مي‌شد از حضور حاج‌آقاي امجد برد و شايد مقصود برگزاركنندگان (اینگونه جلسات با حضور استاد)هم اين بود ولي جلسه طوري پيش مي‌رفت كه يك سري سؤال‌هاي بي‌ربط و خسته‌كننده از ايشان پرسيده مي‌شد كه آدم حيفش مي‌آمد چرا از چنين حضوري به كم‌ترين بهره راضي شده‌ايم. نمي‌دانم ولي بعيد است كه ربط حرف‌هاي بداهه‌وار ايشان به احوالات دروني مخاطبين اتفاقي باشد. مثلاً نکته‌ای که اشارتاً در مورد حقّ‌النّاس فرمودند، سر ما را بیش‌تر در گریبان فرو برد؛ گویی که می‌دید در درون ما چه مسأله‌ای مطرح است. به ما می‌گفت "پیش از هر کاری بگویید «بسم الله الرحمن الرحیم»، بسم‌الله یعنی به نام خدا و برای خدا" و تنها کسانی می‌توانند متذکر چنین معنایی شوند که خود، خدایی باشند...

*** یحیی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

استاد امجد:

باید دید که تکلیف چیست!

۱- تکلیف

 «این حرفها که "به نماز نگویید کار دارم، به کار بگویید نماز دارم" اشتباه است. باید دید که تکلیف چیست؟!!! اگر تکلیف نماز است بسم الله... و اگر غیر نماز است باید آنرا انجام داد.»

اگر این کلام را جز از زبان حضرت آیت الله امجد شنیده بودم در پذیرش آن مردد می‌شدم.

یادم هست که در ادامه مثالهایی زدند و فرمودند: «آقایی که وظیفه دارد کار مردم را انجام دهد، آنرا رها کرده و می‌گوید "نماز" ! ...آقا نگویید نماز !! بگویید تکلیف! باید دید که تکلیف چیست!»

و غیر از این نیست که از آن عالم ربانی جز این بصیرت و روشن‌اندیشی انتظاری نیست.

*** مهدی نظری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲- مگه كسي توي بهشت از كسي مي پرسه حالت چطوره ؟!

دقت كردين اين جمله رو كه مي فرمايند : حرم آقا امام رضا (ع) يك قطعه از بهشت است . روي كره زمين تو بهشت داري توي حرم خدمت آيت الله امجد رسيدم ، سلام و احوال پرسي كردم ، گفتم : آقا حالتون چطوره ؟ گفت :‌ مگه كسي توي بهشت از كسي مي پرسه حالت چطوره ؟! معلومه تو بهشتِ زبون عاشق از گله گذاري بند مي ياد ، كيف مي كنه.

*** غلامحسین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳- امشب شما را به خدا نمي‌سپارم بلكه خدا را به شما مي‌سپارم

هنوز هم آخرين جمله آيت الله امجد در گوشم پيچيده، در جمله خداحافظي شب قدر خطاب به شب زنده داران مي گفت: امشب شما را به خدا نمي‌سپارم بلكه "خدا را به شما مي‌سپارم". فكر كردم آيا مي‌شود در اين شب‌ها مواظب خدايمان باشيم...

*** زهرا عدالتی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

در ابتداي‌ منبر از حضرت‌ مهدي‌ اجازه‌ بگير

استاد زاهدی 

حضرت‌ آيت‌الله امجد در اولين‌ شب‌ جلسه‌  ( روضه خوانی )كه‌ هيچكس‌ نيامده‌ بود، من‌ روضه‌ مي‌خواندم‌ و ايشان‌ گريه‌ مي‌كرد، ايشان‌ روضه‌ مي‌خواند و من‌ گريه‌ مي‌كردم‌، روضه‌ تمام‌ شد و ايشان‌ تشريف‌ بردند من‌ هنوز داشتم‌ زمزمه‌ مي‌كردم‌ از وسط‌ راه‌ برگشتند و باز روضه‌ را با يكديگر ادامه‌ داديم‌. در يكي‌ از اين‌ جلسات‌ آقاي‌ امجد فرمودند:

             ابتداي‌ هر منبري‌ اين‌ فراز از دعاي‌ ندبه‌ را بخوان‌:  «اين‌ صدرالخلائق‌ ذوالبر والتقوي‌»  ما از طرف‌ حضرت‌ صاحب‌ حرف‌ مي‌زنيم‌، اول‌ از حضرت‌ اجازه‌بگير، اتصال‌ كه‌ برقرار شد شروع‌ كن‌.

***استاد زاهدی

منبع: صابره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

یک پیرمرد عارف!

آیت الله محمود امجد

آیت الله امجد آمد دفتر جامعه(جامعه اسلامی دانشجویان). خودم رفتم دنبالش. از آن پیرمردهای باحال جوان منش. وقتی وارد دفتر شد از همان ابتدا شروع کرد به شوخی و بذله گفتن. شاید بعداً ها از مشاهداتم در مجلسی که رفتم پی اش بگویم اما درحال حاضر فرصت نیست. چند تا نکته را که ایشان اشاره کردند و به نظرم جالب آمده را اشاره می کنم:

1. تفسیر جالبی داشت از قسمتی از قرآن. همان آیه ای که به داستان حضرت موسی(ع) اشاره دارد. هنگامیکه موسی(ع) از عبادتگاه خود برمیگردد و قوم خود را در کفر مشاهده می کند. موسی(ع) ریش برادرش (هارون(ع)) را می چسبد و با خشم میگوید: چرا گذاشتی قوم من به حال کفر برگردند؟ و اوست که پاسخش میدهد: «مرا مؤاخذه نکن فرزند مادرم! ترسیدم برگردی و بگویی چرا بین بنی اسرائیل تفرقه انداختی؟!»

ایشان نتیجه گرفت: وحدت از یکتاپرستی هم برتر است. چون وحدت بنی اسرائیل در اینجا بر یگانه پرستیشان ترجیح داده شده است!

2. دیگر اینکه ایالت کفر در عمل از ما به اسلام نزدیکترند. دلیل اینکه، هنگامیکه پلیس یا کسی که مسئول نظارت بر اجرای قانون است، نیست؛ آنها خود قانون را رعایت می کنند. اما در اینجا کافی است قانونمرد نباشد تا هرکس هر کار دلش می خواهد انجام دهد. همین تریلی ها را صبح زود که ممنوعیت رفت و آمد نیست مشاهده کنید و ببینید با چه سرعتی حرکت می کنند. انگار اصلاً برایشان هیچ چیز مهم نیست!

 3. من از هیچ چیز به اندازه بی عقلی و بی فکری بدم نمی آید! سعی کنید بیشتر از کار کردن فکر کنید و زمانی را به این امر اختصاص دهید.

4. اختلاف بین افراد جامعه و علما و نخبگان بسیار مفید و خوب است؛ اما اختلاف تا زمانی معنا می دهد که راجع به موضوع علم نداشته باشیم. زمانی که علم آمد، اگر من بدانم اشتباه کرده ام، یا اشتباه گفته ام و بر عمل خود اصرار ورزم، اسمش اختلاف سلیقه و یا اختلاف مثبت، نیست؛ اسمش هوی و هوس است.

5. من همه جا گفته ام که نقد نهادینه باید در جامعه گسترش یابد و نقد عامل پیشرفت جامعه است؛ البته نقد با انصاف و بر مبنای درست و اخلاقی.

6. ما جامعه اسلامی(البته نه جامعه اسلامی دانشجویان!) نداریم، بلکه جامعه اخلاقی داریم. مبنای این جامعه هم همان صحبت حضرت امیر است که هرچه برای خود می پسندی برای دیگر انسان هم بپسند و هرچه نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. این چیزی است که مورد قبول همه مردم دنیاست و باید به دنبال تحقق چنین چیزی باشیم.

 

البته صحبتهای بالا نقل به مضمون است. در ضمن انشاالله مطالب کامل تر را ـاگر عمری بودـ روی وب قرار میدهم.

یا علی...

غایت ما

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

تمام دین ....

 

 

   آیت الله محمود امجد در میان طلاب

 

شیخ بارها گفته است و بار دیگر دیشب گفت:

 که تمام دین دو کلمه است:مرنج و مرنجان

(به تعبیر مذهبی: کف الاذی و تحمل الجفا)

 

این را بارها از او شنیده‌ام.اما هر بار که می‌گوید برای‌ام تازه است:

 

وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری است رنجیدن

 

و دیشب می‌گفت به هر حال ما انسان‌ایم، نمی‌توانیم نرنجیم مهم این است که به تعبیر او «ترتیب اثر ندهیم» مرنج هم خارج شد.

 

پس دین یک کلمه است:

مرنجان

 

 مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن

که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست

 

و

 

از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک.

 

 شیخ بارها گفته است و بار دیگر دیشب گفت:

 

علم کز تو تو را نبستاند

 جهل از آن علم به بود صد بار.

 

(نوشته‌ی یاسر میردامادی با عنوان «پیر خرابات و لطف دائمش»)

 

شیخ هم کسی نیست جز آن‌که  نزد ما به آیت الله شیخ محمود امجد کرمانشاهی معروف است! که به تعبیر بسیاری٬سال‌ها یار گرمابه و گلستان مرحوم آیت الله بهاءالدینی بوده است.

 

محسن حاجی کریمی ساری

hajikarimi _ mohsen@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

آقاي امجد نظير ندارد

استاد امجد

  وقتي مي‌خوان يه كسي رو به چيزي دعوت كنند،‌ هميشه اول سعي مي‌كنند زيبائي‌هاي اون رو به او نشان بدهند و جذبش كنند و بعد كه طالب شد خودش به ديگر ابعاد موضوع هم واقف ميشه. تازه اين در مورد چيزهايي هست كه جنبه‌هاي مثبت و منفي دارد، حالا اگه يه چيزي همش خير و نيكي بود، طبيعي است كه اگر چهره‌اي خشن و دوست نداشتني ازش نشون دادند، علاوه بر اينكه رعايت يه سري اصول رو براي معرفي كردن نكردند، ميشه گفت دروغ گفتن و چيزي رو كه وجود نداشته نشون دادند.

دنيا، از اين قضيه خيلي ضربه خورده، از چهرة غيرواقعي كه از اسلام نشون داده شده و باعث شده كه خيلي ها از اون دور بشن، در واقع كساني كه اين چهره غيرواقعي از اسلام رو نشون دادند، فراموش كردند كه پيامبر اسلام شريعت خودش رو شريعت سمحة سهله معرفي كرد.

در واقع ديني رو كه خيلي ها اون رو به عنوان يك دالان تنگ و تاريك معرفي كردند و خيلي ها هم اون رو به همين صورت پذيرفتند،‌ يك دشت وسيع، پرنور، پر نعمت، دوست داشتنيه كه هر كس واقعيت اون رو درك كنه عاشقش ميشه.

در واقع اون چيزي كه پيامبر از دين نشون دادند كه باعث جذب و تربيت انسان‌هايي بزرگ شد، اونقدررزيبا بود كه حتي كساني كه اون رو در ظاهر پذيرفتند و بعد‌ها كنارش گذاشتن هم با هيچ دليل و مدركي نمي‌تونستن و نتونستن و نخواهند تونست زيبايي‌هاي اون رو نفي كنند.

حالا چرا اينو گفتم؟

تو شب‌هاي قدر ماه رمضون به اين فكر مي كردم كه چرا اين همه آدم ، مخصوصا جوان‌ها ،‌ جذب صحبت‌هاي افرادي مثل آقاي امجد و استاد فاطمي‌نيا مي‌شن؟

ديدم اين اساتيد هم در واقع بخاطر اينكه دارند اصل دين رو ترويج مي‌كنند مورد اقبال مردم واقع شدند، بخاطر اينكه ميگن: دين نماز خشك و عبادت خالي و چه و چه و چه نيست.

دين واقعي، صداقت، امانت‌داري، خوشرويي، خدمت و هزار و يك چيز ديگه‌ست كه متاسفانه تو جامعه امروز اصلا به اونها توجهي نميشه.

و شايد بخاطر اينكه تعداد كمي از بزرگان، در اين دوره و زمونه، دارن به اين اصول دين كه تا حد زيادي در بين مردم فراموش شده هست مي‌پردازند، شدن آدم‌هايي خاص كه مورد پذيرش هر قشري نيستند و هزارو يك جور حرف پشت سرشون هست. ولي خب از طرف ديگه هم فقط در مورد همين آدم‌هاي خاص حرف‌هاي خاصي زده ميشه؛ مثل اين جمله آيت‌ا… بهجت در مورد آقاي امجد كه فرمودند: آقاي امجد نظير ندارد.

 

 اينم براي حاجي :

 

نقدها را بود آيا که عياري گيرند

تا همه صومعه داران پي کاري گيرند

 

مصلحت ديد من آنست که ياران همه کار

بگذارند و خم طره ياري گيرند

 

خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقي

گر فلکشان بگذارد که قراري گيرند

 

قوت بازوي پرهيز به خوبان مفروش

که درين خيل حصاري به سواري گيرند

 

يارب اين بچه ترکان چه دليرند به خون

که به تير مژه هر لحظه شکاري گيرند

 

رقص بر شعر تر و ناله ني خوش باشد

خاصه رقصي که در آن دست نگاري گيرند

 

حافظ ابناي زمان را غم مسکينان نيست

زين ميان گر بتوان به که کناري گيرند

 

***مقداد رستم خانی

(فارغ‌التحصيل دوره 18دبيرستان مفيد 1 تهران و کارشناس رشته مکانیک)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |