تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد - آیت الله محمود امجد: شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد

آیت الله محمود امجد:

 

شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد

 

 

 

  • خداي تعالي واجبي است كه شريك ندارد. چون واجب الوجود بالذات است. همه فقيرند و همه غير اوست در ذات خود عدم هستند. مگر در پرتو عنايت او ... قرآن كلام الهي است و اين كلامي است كه مانند ندارد. واجب الوجودي كه شريك ندارد خدا است و ممكن الوجودي كه نظير ندارد اباعبدالله الحسين(ع) است. اباعبدالله مخلوق است اما نظير ندارد. او مخلوق است اما شريك ندارد. البته اين انوار چهارده معصوم(ع) يكي است اما بصورت چهارده اسم در اين عالم ظاهر شده اند ... آنها در عالم نور امتيازي به هم ندارند اما در اين عالم هر كدام به گونه اي ظاهر شده اند. براي حضرت اباعبدالله الحسين(ع) 300 امتياز برشمرده اند كه هيچ يك كس ديگر اين امتيازات را ندارد. همه فقها خوردن خاك را حرام مي دانند اما خداوند در تربت امام حسين(ع) شفا قرارداده است! يك قطره اشك بر اباعبدالله الحسين(ع) حد و حساب ندارد. يك قطره اشك بر امام حسين(ع) از سربريدن فرزند(قرباني فرزند) در راه خدا با ارزش تر است و دليل آن هم ماجراي قرباني كردن حضرت اسماعيل، توسط حضرت ابراهيم است.

 

 

  •  يك قطره اشك بر امام حسين جهنم را خاموش مي كند. مسلماني كه بر اساس مكتب اسلام زندگي مي كند نبايد بر هيچ مصيبتي گريه كند به جز مصيبت اهل بيت(ع). بايد به گريه جهت داد. بايد مصيبت ها را بهانه كرد و براي امام حسين(ع) گريه كرد! نه اينكه امام حسين(ع) را بهانه كرد و براي مصيبت هاي ديگر گريست!چرا در همه مصيبت ها براي اهل بيت گريه نكنيم؟! درحاليكه اگر يك قطره اشك بر حسين(ع) جهنم را خاموش مي كند! ... اين امتيازات حاصل مصيبتهاي عظيمي است كه هيچ كس جز اباعبدالله در راه خدا آنها را تحمل نكرد. هدف او هم ياري دين خدا بود و مي خواست تا بقيه هم در اين راه، او را ياري كنند. وقتي كه حسين(ع) يكه و تنها صدا مي زد هل من ناصر ينصرني همه موجودات از جن و ملائكه و ... اعلام آمادگي كردند اما او نپذيرفت، چون هدفش نابودي دشمن نبود، هدفش هدايت بود. و فقط با كشته شدن او اين هدف محقق مي شد. او تا آخرين لحظه قبل از شهادت تلاش كرد تا دشمناني كه به قصد ريختن خون او آمده بودند را هدايت كند. همه اتفاقاتي كه براي ايشان و اصحاب و اهل بيت و حضرت زينب(س) اتفاق افتاد براي هدايت بود و واضح است كه اين برنامه اي از پيش تعيين شده بود تا انسانها هدايت شوند. بعد از گذشت سالها از اين حادثه، هرانساني مي تواند از اين ماجرا راه درست را پيدا  كند و اين مسئله مختص به شيعيان يا مسلمانان نيست. هيچ كس همانند حسين(ع) نيست. ... حسين(ع) فرزند زهرا(س) و فرزند علي(ع) اميرالمؤمنين است. ... و بزرگان گفته اند كه: واجب لاشريك له خدا است و ممكن لاشريك له حسين است!

 

 

  • نبايد نسبت به بندگان خدا حتي اگر گناهان آشكار دارند بدبين بود. ممكن است اين افراد متحول شوند و از اولياي خدا شوند! همه قابل احترام هستند. حضرت حر(س) مگر اينچنين نبود؟! حضرت زهير چطور؟! ... در دستگاه حسين بن علي(ع)، در يك لحظه، با يك جذبه مي شود از قعر جهنم به اوج آسمان رسيد و از اين صحنه هاي زيبا در كربلا بسيار است! و مارايت الا جميلا ... خدايا چقدر زيبا است! ...

 

 

  • در كربلا همه چيز در اوج است! فضائل و ردائل!  در اينجا مي توان صحنه هايي بي نظير را مشاهده كرد! گاهي به خاطر يك انگشتري، انگشت را قطع ميكنند و ... از آن طرف پيرمردي مانند عابس در اوج عشق و شور از همه چيز خود گذشته است ... و عرفان اين است ... نمايشگاه بزرگي از زيباييهاي بي نظير ... جايي كه مرگ در راه خدا در كام جوانان آن شيرين تر از عسل است ... و حسين در همه لحظات در مسير رسيدن به كربلا در همه منازل، راه حق را از باطل نشان مي داد و ياران خود را بر سر دوراهي انتخاب مرگ با عزت مخير گذاشته بود و اين مسئله فقط در شب عاشورا اتفاق نيفتاد. حسين رحمت واسعه ي الهي است! السلام عليك يا رحمه الله الواسعه. ... حسين بي نظير است.

 

 

  •  از يك طرف  در باره نعمتهاي الهي كه خداوند به ما داده مي گوييم: « دادِ حق را قابليت شرط نيست! » يعني ما هيچ استحقاقي نداريم و خداوند خودش تفضل مي كند.  از طرفي گاهي به دلايلي خداوند با جود و كرم خودش عده اي را مورد عنايت خاص خودش قرار مي دهد. چيزهايي هست كه باعث ريزش بيشتر رحمت خداوند مي شود. مثلا دعا! يكي از چيزهايي است كه زمينه را ايجاد مي كند. به هر حال وقتي انسان الفبا را ياد گرفت مي تواند كتاب را بخواند. مثالهايي از اين دست زياد است كه به دليل خاصي رحمت خاص خدا بر بندگان نازل شده است. مثلا فضيل كه سارق بزرگي بود! و يك تنه از عهده هزار نفر برمي آمد با شنيدن يك آيه از قرآن در تاريكي شب در حال دزدي متحول شد! و تصميم گرفت تا همه بدي هايش را كنار بگذارد! حتي مي گويند كتاب مصباح الشريعه از او است! الم يأن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و مانزل من الحق! ... (حديد، آيه 16) حال اين سؤال مطرح است كه چرا من از اين آيه متحول نمي شوم! شنيدن اين آيات مرد مي خواهد! حتما در فضيل چيزهاي بوده كه اين آيه را فهميده است! از ذالنون مصري نقل كرده اند كه: روزي مشاهده كرد كه عقربي بر لاك پشتي سوار بود تا اينكه بر بالاي سر جواني كه خواب بود رسيد. ماري بزرگ قصد داشت اين جوان را نيش بزند كه عقرب آن مار را نيش زد و از پا درآورد و جوان نجات پيداكرد! ذالنون وقتي از جوان پرسيد كه تو چه كرده اي؟ گفت امروز ركاب عالمي را گرفتم به او كمك كردم تا سوار شود. به هر حال بعضي از كارها هر چند كوچك به نظر مي رسد اما اثرات بزرگي دارد كه بر ما معلوم نيست!

 

 

  • ما بايد در مسير باشيم! ما بايد مثل براده هاي آهن باشيم! ما بايد خورد شويم! ... ماجراي پورياي ولي را كه همه ما شنيده ايم درس بزرگي دارد! يك لحظه تصميم گرفت تا براي استجابت دعاي آن مادر پير بازنده ميدان باشد! ... آيا مي تواني در ميدان شهر، در مقابل همه مردم و حتي مقامات كشوري و لشكري و در ميدان مسابقه اي كه همه از تو انتظار برتري دارند، خود را در مقابل ضعيف تر از خودت براي رضاي خدا بشكني؟! مي گويند ملكوت آسمانها و زمين برروي پورياي ولي(محمود خوارزمي) گشوده شد! كو؟ آيا ما مي توانيم؟

 

 

  • راه باز است! گاهي ممكن است هشتادسال عبادت به يك حركت كوچك نرسد! يك استكان چاي دادن! يك استكان خالي چاي را از سر راه بلند كردن! يك پيراهن سياه پوشيدن! ...

 

 

  • بايد دقت كرد. كار مردم واجب تر است از نماز غفيله! تعداد دفعات مكه رفتن هم مهم نيست! چيزهايي كه در درون انسان هست، اهميت دارد.

 

 

  • بعضي افراد نمي توانند از خودشان و عادتهايشان بگذرند! اگر كسي نتواند كارهاي خوبي مانند نمازغفيله و زيارت عاشورا و ... را به خاطر انجام وظيفه اي كه در آن لحظه بر عهده اوست ترك كند، هيچ ارزشي ندارد. رساندن مادر به بيمارستان مهم تر است يا خواندن زيارت عاشورا؟! كار مردم را راه انداختن مهم تر است يا خواندن نماز غفيله؟! هميشه و در همه حال از ما انجام وظيفه را خواسته اند! از ما بندگي خواسته اند نه عبادت! شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد چون نتوانست به خاطر خدا از خودش بگذرد. داستانهاي زيادي هست كه در آنها انجام بعضي كارهاي كوچك كه اكثرا جنبه از خودگذشتگي دارد انسان هاي علي الظاهر  آلوده را به جاهاي بزرگي رسانده است. بايد گذشت تا رسيد!

 

 

  • انسان خود را توجيه مي كند! من مي دانم كه سيگار بد است اما مي كشم! مثلا مي گويد عادت كرده ام و اين كار مضّر را اينطور توجيه مي كند. توجيهات مانع مي شود وگرنه انسان حقيقت را مي فهمد!

 

 

  • اي بسا كارهايي كه به خيال خوب بودن انجام مي دهيم. هيهات! ... وقتي انسان گمراه شد ديگر نياز به توجيه هم نمي بيند و كار از توجيه مي گذرد و به «خيال» خودش كار خوبي مي كند. خيالِ انسانِ گمراه، توجيهي براي انجام عمل اوست! ... وقتي فطرت پوشيده شد، انسان موجود عجيبي مي شود. مثلا حجاج يا عبدالملك مروان وقتي به قدرت رسيدند و رئيس شدند همه دانسته هاي خود را زير پا گذاشتند. خيلي بايد مواظب بود! به قول حضرت آيت الله بهجت به دانسته هاي خود عمل كنيد، آنچه نمي دانيد روشن مي شود! اگر به دانسته ها عمل كنيم، عرفان است وگرنه گمراهي است! ما در ظاهر قرآن را روي سر مي گذاريم اما در اصل زير پا مي گذاريم. چون به آن عمل نمي كنيم.

 

 

  • ما حق نداريم با يك انسان مست برخورد تند داشته باشيم چه برسد به تجسس در امور افرادي كه آبرو دارند!

 

 

  • ما خيلي پرتيم! از مسير اصلي خيلي دور افتاده ايم! وقتي قدرت به ما رو مي آورد از اين رو به آن رو مي شويم و همه چيز را زير پا مي گذاريم. پناه بر خدا. خدا رحمت كند علامه جعفري را! ايشان در كنكره آيت الله بهاءالديني فرمودند كه دو سال است اين دعا مرا رها نمي كند: «خدايا هرچه به من مي دهي اول ظرفيت آن را بده». يك دوچرخه به ما مي دهند خودمان را گم مي كنيم ... اگر ظرفيت داشته باشيم هرچه به ما بدهند يا از ما بگيرند اصلا برايمان فرقي نمي كند. قدرت بسيار خطرناك است و خدا نكند كه كسي بدون ظرفيت به قدرت برسد. حب رياست از همه چيز خطرناك تر است. وقتي حب رياست به دل كسي افتاد مانند گرگي است كه به جان گله افتاده است و حاضر است براي حفظ آن هركاري را انجام دهد و همه اطرافيانش را به هر طريقي بكوبد. اينها لازمه قدرت است مگر اينكه از مكتب علي(ع) درس بگيريم كه حكومت بر مردم براي او از يك كفش كهنه بي ارزش تر بود! او حاضر نبود به خاطر بدست آوردن حكومت يك دروغ بگويد! و حال آنكه اگر به حكومت مي رسيد آلان بشر اينهمه گرفتاري را نداشت. در مكتب علي دروغ جايز نيست. خدايا حب دنيا را از دل بيرون ببر و دل ما را پر از حب خودت و اولياءت قرار بده. هرچي بدي است از ما رفع و دفع بگردان و هرچه خوبي است به ما عنايت كن.

 

 

  • مكتب حضرت امير (ع) كناره گيري از حكومت را بر دروغ گفتن براي رسيدن به حكومت ترجيح مي دهد. شايد مي شد يك دروغ را توجيه كرد اما ديگر از هدايت خبري نبود! حكومتي كه با دروغ برسركار بياد بايد با شمشير حفظ شود و جز اجبار و زور چيزي از آن عايد انسانها نمي شود! ...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |