تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد - راه فراگير شدن عدالت و دفع ظالم « نهادينه شدن انتقاد» در جامعه است

آیت الله امجد:

 

راه فراگير شدن عدالت و دفع ظالم  « نهادينه شدن انتقاد» در جامعه است

 

 

 

 

  • بهتر است كه در مجالس عزاداري تقوي رعايت شود اما نبايد افراد را با اتهام به بي تقوايي از مجالس طرد كرد. چه بسا ما مدعيان بي تقوي تر باشيم و آن جواني كه اهل رعايت ظاهر نيست ولي در دستگاه اباعبدالله آمده است به تقوي  نزديكتر باشد. آقايان مخترم بايد توجه كنيم كه:

 

                گر حكم شود كه مست گيرند            در شهر هرآنچه هست گيرند!

 

 

 

 

  • از اول تا آخر وضعمان خراب است و نبايد ديگران را تخطئه نموده و همينطور از سرخود حكم صادر كنيم! به سه مطلب بايد توجه كرد: اول محبت، دوم شيعه گري و سوم ولايت!  اگر توده مردم با اين محبتي كه به اهل بيت دارند از دنيا بروند، من قسم مي خورم كه به بهشت مي روند! منتها در اثر نداشتن تقوي و يا انجام ندادن وظايف اين محبت ضايع مي شود و چقدر حيف است كه اين سرمايه از دست برود! و بهترين راه هدايت استفاده از اين محبت است. در اينجا دو نوع فكر و دو دسته افراد وجود دارند: دسته اول آنهايي كه مي گويند اول تقوي بعد محبت اهل بيت(ع) و بعد چيزهاي ديگر! از آنها مي پرسيم بيايند نشان دهيد! كو تقوي؟! كجاست؟ باور كنيد همه در اين مورد ول معطليم! دسته دوم هم كساني كه مي گويند بگو مولا! و بعد هرچه مي خواهي بكن! اينها هم در اشتباهند! مگر مي شود؟! هر دو راه غلط است! اما آنچه مسلم است با محبت مي توان به هدايت رسيد. مطلب بعدي شيعه گري است! شيعه كو؟ چه كسي ادعاي شيعه بودن دارد؟ مگر مي شود با عزاداري و نمازخواندن شيعه شد؟ من هيچ وقت تهمت شيعه به خودم نمي زنم!! شيعه كسي است كه اگر همه عالم را به او بدهند يا از او بگيرند برايش فرقي نكند! ما كجا و ادعاي شيعه گي كجا؟! كو شيعه؟ ولايت هم كه اصل و اساس كارها است و ما از آن بهره اي نداريم! پس ادعا نداشته باشيم. ديگران را متهم نكنيم و خودمان را مبرا ندانيم! ما ممكن است در مرحله محبت باشيم! و لذا بايد اين را تقويت كنيم. به هركس با هر وضعيتي كه با محبت در عزاي حسين شركت كرده احترام بگذاريم. اين دستگاه براي همين است كه همه بيايند. همه! و چقدر انسانها به اين واسطه هدايت شده اند ... از اين محبت ها بايد براي هدايت استفاده كرد. در اين دستگاه مي گويند كه هركس كه هستي بيا! هيچ كس را رد نمي كنند. دواي همه دردها در اين مطلب وجود دارد!!

 

 

  • دو دسته روايت در اين مباحث وجود دارد. دسته اول رواياتي كه در شرايط اجتماعي خاصي كه ادعاي شيعه بودن بسيار سخت و پرهزينه بوده وارد شده و رواياتي كه در زمان تسلط شيعه وارد شده است. نگاه ائمه معصومين به مسئله برحسب موقعيت متفاوت بوده است و بايد در بيان روايات همه ملاحظات را در نظر گرفت! بايد جنبه هاي تربيتي را با توجه به شرايط جامعه در نظر گرفت. در حال حاضر بهترين تربيت اين است كه مردم را با محبت اهل بيت(ع) بسازيم. اين حسن و حسين گفتن ها را از مردم بگيريد ديگر هيچ چيز نمي ماند! من به حوزه ها هم گفته ام كه بيايید بين مردم و سينه بزنيد تا سينه زني گمراه نشود. ...

 

 

  • امر به معروف و نهي از منكر عزم ملي مي خواهد و تنها وظيفه حوزه ، دانشگاه و ... نيست و هيچ كس نمي تواند از خود سلب مسئوليت كند و بي تفاوت باشد.

 

 

  • موضوع امر به معروف و نهي از منكر در بخش جهاد مطرح شده است و در صورتي كه ترك شود ظالم حاكم مي شود لذا بخشي از امر به معروف و نهي از منكر بايد از موضع قدرت و حكومت انجام شود.

 

 

  • به نقل از علي (ع) امر به معروف و نهي از منكر يكي از بالاتر درجات جهاد دانسته شده است و اين اهميت اين فريضه را نشان مي دهد.

 

 

  • دفع ظلم يا گسترش عدالت و ... راه فراگير شدن آن « نهادينه شدن انتقاد» در جامعه است. اين انتقاد نهادينه از يك طرف باعث جلوگيري  نق و نق و از طرفي از بي تفاوتي جلوگيري مي كند.

 

 

  • اگر عده اي خاص خود را متولي امر به معروف و نهي از منكر بدانند و تندروي كنند اين خطر ...وجود دارد اما بيان شد كه اولا بايد عزم ملي وجود داشته باشد. ثانيا تندوري به هيچ عنوان جايز نيست و بايد مراتب اين فريضه رعايت شود. برخوردها نيز نبايد سليقه اي باشد و بايد شرايط آن وجود داشته باشد. سه شرط لازم براي امر به معروف و نهي از منكر عبارتند از: علم، تشخيص مصلحت و نفي مفسده. اين كار سليقه اي نيست وگرنه هرج و مرج مي شود.

 

 

  • پيش شرطهايي براي امر به معروف و نهي از منكر در جامعه لازم است كه عبارتند از: مساوي بودن افراد، آزادي بيان و احتمال تاثير. (توضيحات و مثالهاي روشنگري در باره هر يك از اين شرطها بيان شد.) و لذا امر به معروف و نهي از منكر در جامعه آزاد و آگاه مؤثر واقع مي شود و اگر آزادي و آگاهي در جامعه اي وجود نداشته باشد بايد اين معروف(آزادي و آگاهي) را ترويج كرد و جامعه را از خفقان و جهالت نهي كرد. 

 

 

  • امربه معروف و نهي از منكر وظيفه همه است و وظيفه اداره يا قشرخاصي نيست.  تحقق اين وظيفه نياز به عزم ملي دارد. ابتدا بايد تعليم داد و سپس جلوگيري كرد. منتها كيفر بر عهده حكومت است و نبايد هركس به اين بهانه با كسي برخورد كرده يا آبروي افراد را ببرد و هرج و مرج ايجاد شود. نياز به علم دارد و بايد و احتمال تاثير داشته و مفسده نداشته باشد. همه افراد جامعه بايد اهميت بدهند ...

 

 

  • اگر منظور از مسائل فردي همان مسائل شخصي است كه در خفا انجام مي شود و ارتباط به ديگر مسائل ندارد دخالت جايز نيست. مثلا نبايد دخالت كرد كه آيا اين فرد نماز مي خواند يا نمي خواند يا چرا در خفا سيگار مي كشد اما اگر كسي از اقامه نماز ديگران جلوگيري كند بايد او را نهي كرد يا سيگار كشيدن او به حال ديگران ضرر داشته باشد بايد نهي كرد. نبايد فضاي تنفس افراد را آلوده كرد! سيگار كشيدن در فضاي بسته و عمومي منكر است و بايد از آن جلوگيري كرد. مردم حق دارند جلوي هرچيز كه حقوق آنها را ضايع مي كند بگيرند. ... به عنوان مثال مردم در مورد آلودگي هوا به خصوص در تهران به عنوان يك منكر كه حق تنفس هواي سالم را از آنها سلب نموده به عنوان يك منكر، مسئول هستند و ضمن اينكه خودشان رعايت مي كنند مي توانند از مسؤلين بخواهند تا جلوي عوامل آلودگي هوا را بگيرد. مثلا بر كارخانجات ماشين سازي و ... نظارت كنند كه اينقدر بي رويه ماشين توليد نشود. در اين مسئله شركت هاي توليد كننده سيگار در اولويت نيست! (لبخند استاد)

 

 

  • هزينه هاي آزادي بالا است و لذا نبايد باعث ايجاد مفسده شود. البته اگر جلوگيري از آزادي باعث مفاسد شود از مصاديق منكر است. بحث آزادي مفصل است و لذا بايد دقت كرد كه مثلا آزادي بيان به نهادينه شدن نقد منجر شود نه به نق و نق. نقد نهادينه با برخورد سليقه اي و نق و نق فرق دارد.

 

 

  • چيزي قابل محبت است كه افول نداشته باشد و هر چيزي كه افول كند قابل محبت نيست

 

  • دنياي‌ ظلم‌ و جور و ستم‌ است‌. اگر آدم‌ از ناراحتي‌ وجود اين‌همه‌ بي‌عدالتي‌ها دق‌ كند و بميردجا دارد. به‌ خدا اگر منفجر بشويد حق‌ داريد. انسان‌ اين‌ همه‌ ظلم‌ و جنايت‌ را ببيند و دست‌ به‌ روي‌ دست‌ بگذارد، مشكل‌ است‌. خدايا صاحب‌مان‌ را برسان‌! خدايا درست‌ است‌ بديم‌، بني‌اسرائيل‌هم‌ بد بودند، ولي‌ حضرت‌ موسي‌ به‌ فريادشان‌ رسيد. همه‌ي‌ انبياء منتظر حضرت‌ مهدي‌ بودند.خدايا فرجش‌ را برسان‌.أباصالح‌ التماس‌ دعا هركجا رفتي‌ ياد ما هم‌ باش‌نجف‌ رفتي‌، كاظمين‌ رفتي‌، كربلا رفتي‌ ياد ما هم‌ باش‌

 

 

 

  • به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا. حالا اگر کسی با ما مخالفت کند نانش را می بریم . هی بگیم علی علی . آقا نه ما باید بگوییم معاویه معاویه یزید . علی کجاست؟ علی قاتلش را سفارش می کند من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم. نان دادن هنر است یا نان بریدن .

 

 

  •  در این کشور نه انتقاد است نق نق مردم هم زیاد است نق نق های مردم خطرناک است انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است مردم فکر دارند شعور دارند نباید طوری بشود که در اتوبوس و این ور  و آن ور نق بزنند انتقاد نکردن معاویه را می سازد و نق نق زدن ها علی را می کشد.

 

 

 

 

  • مرحله اول اخلاق اسلامي تهذيب نفس خود است. افراد ابتدا بايد خودشان را بسازند و آتش را از خودشان دور كنند و سپس به تدبير منزل و نزديكان خود بپردازند و بعد از آن اداره و تدبير جامعه و دور كردن آتش از جامعه است. انسان كامل كسي است كه اين سه مرحله را طي كند. وظيفه حكومت اسلامي اداره جامعه و سوق دادن آنها بسوي توحيد است و ... انبياء از خود شروع كردند و پس از اصلاح خانواده خود به اصلاح جامعه مي پرداختند. آنها بر اثر تهذيب نفس مانند خورشيد مي درخشيدند و هر كس مستعد بود از شعاع نور آنها هدايت مي شد. ... روش آنها عملي بود نه حرفي! ... همه مشكلات بشر از اين است كه بشر ساخته نشده است و ... تمام تكاليف الهي براي آن است كه بشر ساخته شود. انبياء پيش از اينكه مأمور ساختن جامعه باشند مأمور ساختن خود بودند. انسان بايد از خود شروع كند. اگر شما ساخته شويد جامعه ساخته مي شود. اگر انسان ساخته شد همه چيز درست مي شود! ...

 

 

  • من تا تربيت نشده باشم نمي توانم تربيت كنم. به عنوان مثال در منزل فرض كنيد شما مي خواهيد مطالعه كنيد و فرزند شما مي خواهد تلويزيون تماشا كند و مزاحمت بين اين دو كار ايجاد مي شود. اگر شما به خاطر خودتان فرزند خود را از تماشاي تلويزيون منع كنيد، تهذيب نشده ايد! و با زور و يا از روي ترس او را مجبور مي كنيد كه از حق خود صرف نظر كند آنگاه اين بچه يا زبون بار مي آيد يا عصيانگر! حال اگر شما تهذيب شده بوديد با ترجيح خواست او بر خودتان عملا او را تربيت مي كرديد و تهذيب شما در او نيز اثر مي كرد. تربيت جامعه نيز همين است. اگر سودجو نباشيم جامعه تربيت مي شود. بيشتر گرفتاريهاي ما از سودجويي است و حاضريم به خاطر نام و نان به هر ذلتي تن بدهيم!

 

 

  • يك بام و دو هوا نمي شود. معروف معروف است. منتها جامعه بايد معروف را به عنوان معروف بپذيرد. پذيرش معروف به صورتهاي مختلفي نظير قانون يا تبليغ امكان پذير است. تذكر وظيفه همه است اما جلوگيري عملي و كيفر وظيفه حكومت است. مردم حق اعتراض به حكومت دارند و اين نوعي امربه معروف و نهي از منكر است و حكومت بايد پاسخگو باشد. حكومت نوكر مردم است و بايد حرف حق مردم را بپذيرد. حكومت اسلامي يعني اين و گرنه كه حكومت استبدادي مي شود. دين اسلام دين حريت است و حكومت اسلامي حكومت حريت و آزادگي! در دين اسلام بين مردم و حكومت وظيفه متقابل وجود دارد. وظيفه مردم پاسداري از چنين حكومتي است. حرف بي جا و تضعيف حكومت اسلامي جايز نيست.

 

 

  • استاد دانشگاه اگر بخواهد براي حفظ موقعيت خود تن به ذلت بدهد جايز نيست. اين استاد اگر براي حفظ عزت خود دست فروشي كند بهتر است از اينكه براي حفظ موقعيت خود تن به ذلت بدهد! سودجويي يعني تن دادن به ذلت براي مسائل دنيوي و شخصي خود.

 

 

  • اگر روحانيت بر زي خود بماند مشكلات حل مي شود. مسئله سياست و ديانت بايد عملا مورد توجه قرار گيرد نه اينكه از دين سوء استفاده شود.

 

 

  • حضرت آيت الله بهاءالديني فرمودند: كساني براي تبليغ مي روند و يا وارد جامعه مي شوند سه دسته اند: دسته اول كساني كه طمع دارند و براي استفاده از امكانات براي خودشان وارد جامعه مي شوند. دسته دوم كساني هستند كه وقتي مفاسد جامعه را مي بيند كنار مي كشند. دسته سوم كساني هستند كه براي نجات انسانها وارد آتش مي شوند. در آتش مي سوزند اما نجات مي دهند! مثل خورشيد. مؤمن بايد مثل خورشيد باشد. بسوزد، گرمي بدهد و روشن كند!

      حاصل عمرم سه سخن بيش نيست سوختم و سوختم و سوختم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |