|
تقوی از نگاه حضرت آقای امجد
· نبايد موضوع تقوي را با وسواس! اشتباه كرد. وسواس نوعي بي تقوايي است. نبايد مسائل شرعي را به گونه اي مطرح كرد كه مردم به وسواس بيفتند. دين اسلام دين سمحه سهله است. اسلام دين تعبد است. اصول دين تعقلي است اما احكام تعبدي است! نبايد در اين موارد اينقدر سخت گرفت. انسان وسواسي اگر راست مي گويد بايد جلوي زبانش را بگيرد. تهمت مي زند، دروغ مي گويد، ... اما صد مرتبه خود را آب مي كشد! مردم آزاري نكن. تقوي يعني خدا داري! · خداوند هم خودش را اهل تقوي دانسته! در عرفان مي گويند تقوي از وقايه است يعني انسان بدي ها را به خودش نسبت دهد و سپر خدا شود. مانند حضرت ابراهيم كه فرمود و اذا مرضت فهو يشفين. او مريض شدن را به خدا نسبت نداد اما شفا يافتن را به خدا نسبت داد اما شيطانِ بي ادب گفت فبما اغويتني! يعني تو مرا گمراه كردي! درست است كه خداوند همه كاره است اما هرچيزي را نبايد در گفتار به خدا نسبت داد بايد ادب را رعايت كرد. به هرحال تقوي يعني وقايه يعني خود را سپر خدا قرار دهد و بدي ها را به خودش نسبت دهد. مثلا: سبحانك اني كنت من الظالمين! يا در دعاي كميل مي گوييم: ظلمت نفسي! و ... اين دعا خيلي عجيب است... علامت انسان متقي اين است كه خود را پست ترين مي داند اما مي خواهد كه برترين بشود. بزرگترين كاري كه شيطان با ما مي كند اين است كه ويروس خود بيني و خودخواهي و خيريت را در مغز ما مي كند. چرا محراب امام جماعت گود است؟! يعني امام جماعت مي گويد: من پايين تر از همه هستم و به خاطر نماز بقيه نماز مرا هم قبول كن! هيچ امام جماعتي نبايد خود را برتر از بقيه بداند اگر برتر بداند ساقط است. علامت اصلي متقين اين است كه خود را پايين تر مي داند اما مي گويد: واجعلني للمتقين اماما يعني مي خواهم برترين باشم. نقطه سقوط اين است كه خود را برتر از ديگران بداند و نقطه شروع حركت انسان موقعي است كه بفهمد پايين تر از بقيه است. با حرف و تعارف هم نمي شود. بايد بفهميم كه پايين تريم وگرنه ممكن است از تعريف و تمجيد ديگران خوشمان بيايد اما از روي تظاهر و براي خوب نشان دادن خود در جمع به كسي كه از ما تعريف كرده بگوييم از ما تعريف نكن! مثلا اينكه بگوييم الاحقر اما خود را بالاتر از ديگران بدانيم درست نيست! ... · اگر كسي مي خواهد آدم شود ببيند پيامبر خدا چگونه بوده است! البته پيامبر آمده است تا ما را به موطن خودمان برساند. پيامبر به همه بلند سلام مي كرد. چه خوب است ما نيز به همه بلند سلام كنيم. · غالب مشكلات فردي و اجتماعي كه با آن دست به گريبان هستيم دقيقا و مسلما ناشي از ضعفهاي اخلاقي ما است و مشكلات و گرفتاريهاي و بن بستهاي جهاني نيز درست از فقراخلاقي جامعه ها و مخصوصا سران بسياري از كشورهاي جهان سرچشمه ميگيرد. آري اخلاق سرمايه اصلي اقوام و ملت ها است اخلاق كليد حل مشكلات مهم اجتماعي است . اخلاق خمير مايه تمدن و ستون فقرات يك زندگي اجتماعي سالم است و اخلاق بهترين وسيله انسان در سير الهي است. بهمين دليل تا مسائل اخلاقي در جوامع انساني حل نشود، هيچ مسئله اي حل نخواهد شد. و باز به همين دليل تهذيب نفوس و تزكيه قلوب و تكميل مكارم اخلاق به عنوان يكي از اهداف اصلي بعثت پيامبر اسلام در كتاب آسماني قرآن و روايت اسلامي بيان شده است پيشوايان اسلام و بزرگان دين قسمت عمده عمر پربركت خود را براي اين منظور صرف كرده اند. · حضرت رضا(ع) براي عاقل 10 علامت را بيان فرموده اند كه دهمين علامت اين است كه انسان خود را شر خلق بداند! انسان بايد در اثر تفكر و تجربه و تمرين وقتي به فردي مي رسد كم كم باور كند كه اين فرد بهتر از او است يا او بدتر از اين فرد است. البته ملكه شدن اين موضوع نياز به تمرين و تكرار و … دارد. حتي اگر ما به انساني برسيم و شري را در او مشاهده كنيم بايد توجه كنيم كه ممكن است شر او ظاهر شده باشد و خير او هنوز ظاهر نشده است و اگر فكر كنيم ما بهتر از او هستيم بايد توجه كنيم كه شايد خير ما ظاهر شده باشد ولي شر ما ظاهر نشده باشد. از كجا معلوم كه اين وضع ادامه پيدا كند؟! ممكن است ما مثل يك استخر آرام و زلالي باشيم كه لجن در ته آن است اما ممكن است با يك تلاطم آلودگي ها خودش را نشان دهد! يك نقطه ضعف گاهي انسان را ساقط مي كند! به خصوص خود بزرگ بيني و حسادت خرمن زندگي انسان را آتش مي زند. غره مشو كه مركب مردان مرد را در تگناي باديه پي ها بريده اند نوميد هم مباش كه رندان جرعه نوش ناگه زيك ترانه به منزل رسيده اند · ملامتي شدن و خود را به ملامتهاي غيرعادي انداختن راه حل درستي نيست. ... تعريف و تمجيدهاي ديگران حتي تعريف امام معصوم نيز مشكلي از ما را حل نمي كند. مگر اينكه امام معصوم دعا كند كه عاقبت به خير شويم يا خبر دهد كه عاقبت به خير هستيم. مهم عاقبت به خير شدن است. به قول حضرت آيت الله بهجت: شيطان تا آخرين لحظه با انسان كار دارد. ايشان به همين علت اجازه ندادند تا موقعي كه در قيد حيات هستند برايشان كنگره بزرگداشت گرفته شود. شيطان قسم خورده است كه همه ما را گمراه كند. هركسي را به طريقي گمراه مي كند. از طريق منبر، از طريق مداحي، از طريق عبادت، از طريق نمازشب، ... علامتش اين است كه ما پيش خودمان مغرور مي شويم! و عاقبت به شري مربوط به غرور است و هركس پيش خدا شكسته نفسي كند عاقبت به خير است. با كمي تمرين مي توان به اين باور رسيد كه ديگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از ديگران! · توجه به اين نكته كه خير و شر در انسان مخفي است كليد كار است. ممكن است خير شخص پنهان باشد و شر او ظاهر شده باشد و يا برعكس! و لذا نمي توان به آنچه ظاهر است اطمينان پيدا كرد! چه درمورد خودمان و چه در مورد ديگران. در درون انسان هفت طبقه وجود دارد! چه مي دانيم در باطن و درونِ درون ما چه اتفاقاتي مي افتد! واقعا ما نمي دانيم. «بنده شناس خدا است!» اين از جمله هم از جملات عجيبي است كه اگر به جا بكار برده نشود انسان جهنمي مي شود و اگر درست بكار برده شود انسان را بهشتي مي كند. اگر تعريف كسي را كردند و شما از روي حسادت يا براي ايجاد شبهه گفتيد «بنده شناس خدا است!» جهنمي شده ايد و اگر تعريف خودتان را كردند و گفتيد «بنده شناس خدا است!» بهشتي شده ايد! خباثت و طهارت باطن شرط است و ظواهر هيچ دليل و شرط نيست. عبادتهاي ظاهري و رعايت ظواهر براي پاك شدن درون است وگرنه ارزشي ندارد. هيچ وقت علامه طباطبايي و حضرت امام(ره) خودشان را بالاتر از بقيه نمي دانستند. نامه هاي امام(ره) به مرحوم سيداحمدآقا را نگاه كنيد! واقعا چيزهايي كه امام(ره) به خودشان نسبت داده اند عجيب است. آنچه امامان معصوم(ع) مي فرمودند انسان را مبهوت مي كند! ان اقل الاقلين!، ان اذل الاذلين!... ما ديگر چه بگوييم؟! ما چطور خودمان را برتر از ديگران بدانيم؟! ... · حساب دستگاه الهي با حسابهايي كه ما داريم متفاوت است. آيا ارزش آن دختر جوان مسيحي كه به دورافتاده ترين نقاط آفريقا مي رود و مردم را به نام حضرت مسيح(ع) به بهداشت دعوت مي كند و مردم را به دين علاقمند مي كند با من كه هر روز زيارت عاشورا و نماز شب هم مي خوانم، ولي به احدي رحم و مروت ندارم يكسان است؟! آنچه مسلم است اين است كه بايد درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسايل هدايت را فراهم مي كند. اينجانب اعتقاد داشتم حتي اين ماركسيست هايي كه در دوران انقلاب در تظاهرات شركت مي كنند اگر كشته شوند بعید نيست شهيد باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از اين جهت خيلي اميدوار هستيم كه مخالف خدا نيستيم و خدا هم ارحم الراحمين است. هر چيزي به جاي خودش! ... جوان بايد از گناهان گذشته خود استغفار كند و ديگر گناه نكند و پيرمرد هم بايد به لطف و رحمت بي منتهاي خدا اميدوار باشد! ... چيزهايي هست كه باعث عاقبت به خيري مي شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خيري مي شود. چيزهايي هم باعث عاقبت به شري مي شود. ... تشخيص اينكه در كجا چه بايد كرد ظرافتهاي خاصي دارد. هيچ كس نبايد به خودش مغرور شود. انسان بايد همه را بهشتي بداند و خود را جهنمي و سعي كند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد! · پرهيز به معني كناره گيري يا انزوا نيست. پرهيز در متن اجتماع و در حين انجام عمل اتفاق مي افتد. بايد وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! بايد از اين آتش ترسيد و مال يتيم را نخورد! اتقو يوما، اتقوا ... يعني پروا كنيد نه اينكه انزوا كنيد. اسلام دين اجتماعي است. وظيفه انسان اين است كه خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظايف افراد هم با هم فرق مي كند. يكي ممكن است ذخيره باشد. در تاريكي نشسته اما روشنايي را مي بيند. منتظر انجام وظيفه است. در موقع خودش وارد مي شود و وظيفه اش را انجام مي دهد! معمولا هم نقطه عطفي را به وجود مي آورد! با يك حركت يك مملكت را نجات مي دهد. هر كس حد خودش را نگهدارد بهترين خدمت را به جامعه كرده است. براي ما ورود به جامعه و تحمل سختي ها و شنيدن ناسزاها و ... باعث خودسازي مي شود. تقوي يعني حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نيز بسيار مهم است. نبايد در موقعيتي وارد شد كه از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظيم و تجربه خوبي بود اما متاسفانه خودسازي كم بود. افرادي ممكن است گاهي با دست بوسي سوار شوند! ما به امثال مدرس نياز داريم. خدا رحمت كند او را · تمام بدبختي ها و مشكلات بشر مربوط به بي تقوايي و همه سعادتهاي او مربوط به تقوا است! · كوچكترين مصيبتي كه بر سر انسان مي آيد از بي تقوايي است. ممكن است اين سؤال مطرح شود كه مصيبتهايي كه بر امامان معصوم و حضرت سيدالشهداء وارد شد به چه علت است؟ پاسخ اين است كه ايشان خودشان همه مصيبت ها را براي هدايت بشر قبول كردند و با موضوع مصيبت هايي كه ناخواسته براي امثال ما به وجود مي آيد متفاوت است. ما بايد دقت كنيم كه هميشه هر بي تقوايي نتيجه مشخصي برايمان دارد. اگر انسان اينطور باشد ديگر در اين جامعه يك ذره كار خلاف نمي كند. همه تلاش بشر براي نجات از مشكلات و آگاهي است و اين در تقوي است. خداوند فرمودند من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لايحتسب. پيامبر اعظم (ص) در باره اين آيه فرمودند: لواخذالناس كلهم لهذه الايه لكفيتهم يعني اگر تمام مردم اين آيه را بگيرند كفايت مي كند! چون خدا فرموده كسي كه با تقوي باشد درهاي بسته را بسويش باز مي كند. كسي كه بر اساس فطرت و شرع و عقل رفتار كند مشكلات برايش حل مي شود،درهاي بسته بسويش باز مي شود. حضرت يوسف(ع) بسوي در بسته رفت اما اين در برايش باز شد! دري كه آن موقع باز نمي شد و هيچكس هم نمي توانست باز كند، اين در كه با كليد مخصوص سلطنتي و در مواقعي خاص باز مي شد به رويش باز شد. او را در چاه انداختند ولي به تخت سلطنت رسيد. من يتق الله يجعل له مخرجا و لذا راه نجات از مشكلات تقوي است، با تقوي مشكلات شكلات مي شود! شيرين مي شود و يرزقه من حيث لايحتسب يعني از جاهايي كه گمان و حساب نمي كند روزي هاي مادي و معنوي برايش مي رسد. يك دانشمند نياز به الهامات و جذبات معنوي دارد وگرنه در اين عمر كم و اين كارهاي زياد نمي شود انسان به مقاصد بلند برسد و زمينه الهامات تقوي است! · اين الله اكبر كه در نماز مي گوييم يعني خدا بزرگ است و ديگر هيچ. هيچ چيز ارزش ندارد جز خدا. وقتي فقط خدا پيش آنها ارزش داشت به همان لااله الالله كه به قول رسول اكرم(ص) سبب خداشناسي و رستگاري است رسيده اند. كسي هم كه خدا شناس شد ديگر نه حسادت دارد، نه كبر دارد، نه بخل دارد، نه خودبيني دارد، نه خودخواهي دارد! اين صفات و رذايل و فضايل زنجيري است! يك رذيله رذيله ديگر را مي آورد، يك فضيله فضايل ديگر را با خود مي آورد! اما اصل فضيلت توحيد است. اگر موحد شد ديگر هيچ بدي نمي كند، بدي ندارد، نيت بد نمي كند و ... تمام صفات تابع اين كلمه است كه خدا پيش آنها بزرگ است و ديگر هيچ چيز ارزش ندارد. در جنب خدا هيچ چيز ارزش ندارد! البته با توجه به ارزش هايي كه خدا قرار داده، حب محبوب خداوند هم حب خداوند است! · تقوي مساوي است با احساس مسؤليت در برابر پروردگار و عدم بي تفاوتي در باره جامعه و عقايد مردم، از بي رنگي در آمدن و جامه صبغه الهي پوشيدن صبغه الله و من احسن من الله صبغه. تقوي منجي عقيده از سرگرداني و جهت دهندة آن است و لذا يك انسان داراي تقوي و يك متقي واقعي يعني كسي كه به دستورات الهي پايبند است. · نتيجه تقوي اين است كه همه كارهاي انسان اصلاح مي شود! · نفسانيات كار را سخت مي كند وگرنه تقوي سخت نيست. حضرت آيت الله دستغيب مي فرمودند: اگر هزار دكتر بگويند اين ميوه يا غذا براي شما بد است ولي شما ميل داشته باشيد حتي اگر يك بچه بگويد دكتر اشتباه مي كند از آن استفاده مي كنيد. مبداء ميل مهم است! اگر انسان بر اساس فطرت و عقل مي خواهد حركت كند آنچه كه برايش خوب است را انتخاب ميكند نه آن چيزي كه مي خواهم! بنده معتقدم كه منظور از متقين در آيه مباركه ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين كساني هستند كه طالب حق مي باشند. حد اقل بايد انسان دنبال حق باشد تا هدايت شود ... بعد كم كم راه بازتر مي شود ... · شهوت فقط جنسي نيست! دستبوسي هم شهوت است! رياست هم شهوت است! دلش مي خواهد رساله بنويسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد! · گاهي انسان به خاطر يك شهوت پا روي همه چيز خود مي گذارد! شخصيت اجتماعي اش، شخصيت خانوادگي اش ، خدمات و كمالاتش را به خاطر يك شهوت قرباني مي كند! · تنها توشه اي كه در جهان باقي به درد مي خورد تقوي است. · تقوي لباسي است كه موجب زينت و حفاظت انسان و پوشش عيوب مي شود. · بهشت براي اهل تقوي است. · خداوند اهل تقوي و صبر را مدح و ثنا كرده است. · تقوي انسان را از كيد دشمنان محافظت مي كند. · تقوي موجب نصرت الهي مي شود. · تقوي موجب اصلاح عمل و بخشش گناه مي گردد. · تقوي موجب محبت الهي مي شود. · تقوي باعث قبولي اعمال مي گردد. · تقوي ملاك و موجب اكرام است. · تقوي سبب بشارت در موقع مرگ مي شود. · تقوي موجبات نجات از عذاب الهي را فراهم مي كند. · همه در جهنم وارد مي شوند فقط اهل تقوي موقع ورود از سوختن مصون مي مانند. · بهشت براي متقين آماده شده است. · نجات از شدايد و مصيبات و مشكلات با تقوي امكان پذير است. · اقل تقوي اين است كه انسان طالب حق باشد. اگر ديني هم ندارد اگر حرف حقي از يك بچه هم شنيد قبول كند. بايد تابع حق بود. · مي گويند آقاي بهاءالديني را در خواب ديدند فرمود كه اينجا تقوي به درد مي خورد! البته درست است قرآن نيز در بيداري همين را فرموده است.
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|