|
توصیه های اخلاقی استاد محمود امجد(۳)
استاد محمود امجد ، معارف اسلامى را با بيانى نو، شيوا، جذاب و آميخته با ملاحت و طراوت دراختيار علاقه مندان قرار مى دهد. امجد پس از اتمام دوره دبيرستان در تهران به شهر قم عزيمت نموده و از محضر بسيارى از بزرگان اهل علوم ظاهرى و باطنى از جمله مر حوم آيت اللَّه بهاءالدينى، آیت الله طباطبائی و آيت اللَّه العظمى بهجت، دام ظله العالى، كسب فيض نمودند. آنچه در پى مى آيد سومین قسمت توصیه ها و نکات اخلاقی وی است که درباره مسائل مبتلا به جامعه ، جوانان، نهج البلاغه و اتحاد ملی و انسجام اسلامی انتخاب گردیده و بدینوسیله تقديم خوانندگان محترم مى شود.
امروزخیلی ها دم از عرفان می زنند ولی هیچکدام بویی از عرفان نبرده اند/ هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است/ برخی فکر می کنند اردو بردند و گروه تواشیح و قرآن خوان درست کردند همه چی حل شد اساس باید درست شود/الان به فکر هیچ مشکل مردم نیستیم به فکر بهشت و جهنم هستیم دنبال این هستیم تا مردم به بهشت بروند و جهنم نروند/ این منطق معاویه صفتان است که بگویند همه فدای من/ با ختنه شدن که آدم مسلمان نمی شود فرهنگ اسلام با فرهنگ جامعه کشور ما از زمین تا آسمان تفاوت دارد/ غربی ها که بی خود به جایی نرسیدند شبانه روز تلاش کردند به این مرحله از علم و پیشرفت نایل شدند. ۱- بسم الله اسم اعظم است اگر بدانید چه هست با بسم الله همه کار می توانید انجام دهید رحمن و رحیم دوتا کلمه است بسط وجود و کمال وجود.این غذایی که ما می خوریم زهر است اگر بسم الله الرحمن الرحیم بگوییم می شود شفا ، حتی قرآن بدون بسم الله هم می شود زهر. 2- امروز خیلی ها دم از عرفان می زنند ولی هیچکدام بویی از عرفان نبرده اند مدعیان آن ، چنان از عرفان صحبت می کنند که گویی می خواهند به این و آن پز دهند این عرفان است ؟ عرفان نور است عرفان حقیقت است عرفات همین اطاعت خداست. 3- هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است بله نسبت به اهل بیت صادق است ولی غیر از اهل بیت برای کس دیگری صادق نیست. باید خودخواهی را کنار بگذاریم ما خدا پرست نیستیم در عمرمون یکبار لا اله الا الله نگفتیم . 4- آقایان کار مشکل است . این حرف ها را آخوند ها درست نکردند تنها احساس کافی نیست باید تعقل هم باشد .چرا به مجالس علمی علاقمند نیستم متاسفانه ما مردم قدرناشناسی هستیم ما مردم ناسپاسی هستیم باید به کلاس های اخلاق روی بیاوریم وقتی هم سر کلاسهای اخلاق حاضر می شویم برای نشان دادن خود و پز دادن می رویم ما در کارهامون تصمیم شیطان را تصویب و تایید کرده ایم . 5- یک جایی بودیم روز عاشورا همه داد می زدند علمدار نیامد علمدار نیامد وقتی آبگوشت ها رو آوردند مثل اینکه آقایون عروسی تشریف بردند همه ابوالفضل یادشون رفت.مثل اینکه فرج رسید. 6- برخی می گویند کلید بهشت دست ماست فقط اهل مسجد ما اهل بهشت هستند این خیلی بد است این زمان.متاسفانه با همه چیزی بازی می کنیم گریه گردن و روضه خوانی هم باندی شده مثلا من گریه می کنم همه گریه می کنند من می خوانم همه گریه می کنند برای همدیگر می خوانیم و برای یگدیکر گریه می کنیم خدایا ما را از بازیگری نجات بده . 7- متاسفانه برخی وقتشون را تلف می کنند و دنبال علوم غریبه می روند و دنبال علومی که به دردشون نمی خورد می روند. 8- در معارف کسی مثل علی (ع) سخن نگفته است.اهل بیت معیار حق هستند و غیر از قول معصوم و برهان حرف احدی در دنیا اعتبار ندارد. 9- بگذارید همه جا گفتم اینجا هم بگویم این دردی است برای من که به آموزش و پرورش رسیدگی نمی شود چرا؟ منتظر وزیرند وزیر بیاید ببینیم چه می گوید مگر وزیر چکاره است وزیر محترم است ولی وزیر عامل اجرایی است .چرا یک عده متفکر در این مملکت جمع نمی کنند با مختصر وجهی که می شود اداره نمود بیایند برنامه ریزی کنند؟ این همه آدم آزموده ، مجرب ، فکور و متفکر در این مملکت هست مردم که نفهم نیستند این بچه ها در آموزش و پرورش 12 سال در امانت ما هستند مومی در دست ما هستند بابا بریم به کی بگیم به کجا بگیم این درد مرا کشت که با دردشناسان درد دل خود گفتم ما روی منبر داد می زنیم تا گوش ها پاره شود و دلها تکان بخورد.خیلی خوشحال هستیم که یک گروه تواشیح داریم قرآن می خوانیم یک اردوهایی داریم ، بچه ها را اینطوری اصلاح و تربیت می کنند با دوازده سال می شود همه چی در این مملکت ساخت ولی افسوس کو ؟ کی ؟ کجا ؟ من وظیفه ام فریاد زدن است همه جا هم می گویم دانشگاه ها و حوزه ها همه باید دست به دست هم بدهند جامعه شناسان ، روانشناسان ، روانکاوان همه باید بیندیشند و این نسل جوان و نوجوان ما را دریابند بچه های ما توی آتش دارند می سوزند ازدواج جوانان هم درست می شود.نخیر آقا تربیت نشده ازدواج ها هم درست نیستند.باید در سراسر مملکت بپرسیم که چه باید بکنیم اردو می برند!! و گروه تواشیح درست می کنند!! اساس باید درست شود خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است . 10- علامه طباطبائی می گفت:« اگر یک کاه برداری، در همه عالم(هستی) اثر می گذارد! » پس گناه کردن چه اثری بر هستی می گذارد؟ بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هـرگز نتوان ديد جمال احـدی را 11- نه سنی ها سنی کامل هستن نه ما شيعه ها شیعه واقعی هستیم .قرآن می گوید اهل بيت ؛ اهل بيت هم می گویندقرآن ؛ نتيجه ی تقوا و عمل ، محبت اهل بيت هست ؛ نتيجه ی محبت اهل بيت هم تقواست .در حديث ثقلين می گوید لن يفترقا ؛ نگفته جدا نکنيد گفته قران و اهل بيت جدا نمی شوند. 12- نگو هر غلطی دلم می خواهد می کنم بعد می گویم مولا و همه چی درست می شوداز آن طرف هم نيفت که بگویی اگر يک بار نماز صبح ات قضا شد می روی جهنم. 13- حالا تا نصف شب برو بگو حسين ، مادرت هم در خانه دلش هزار راه برودمرجع تقليد مادرت هم بوده باشی مادرت راضی نباشد نمی توانی پای منبر و عزاداری هيچ کسی بروی. 14- شخصی از حضرت رسول اکرم(ص) می پرسد آیا می توان بهشت را خرید ؟ چنانکه یهودیان و نصارا آن را خرید و فروش می کنند.و اینکه غیر از یهود و نصارا کس دیگری به بهشت نخواهد رفت. اینست که پیامبر خدا در جواب آن شخص پاسخی به همین مضمون می فرمایند: کلید بهشت در اعتقاد به توحید ، اخلاق و عمل صالح و دوست داشتن اهل بیت من است . آقایان عالم آخرت جای کار نیست . 15- متاسفانه الان به فکر هیچ مشکل مردم نیستیم به فکر بهشت و جهنم هستیم دنبال این هستیم تا مردم به بهشت بروند و جهنم نروند. 16- این منطق معاویه صفتان است که بگویند همه فدای من اما منطق امام حسین اینست که من قربانی و فدای بقیه. 17- کارهای ما بر اساس فرهنگ اسلام نیست اصلا ما مسلمان نیستیم با ختنه شدن که آدم مسلمان نمی شود فرهنگ اسلام با فرهنگ جامعه کشور ما از زمین تا آسمان تفاوت دارد. 18- غربی ها که بی خود به جایی نرسیدند شبانه روز تلاش کردند به این مرحله از علم و پیشرفت نایل شدند حالا ما خیال کنیم همشون اوباش و اراذل هستند ادیسون در شب عروسی می گوید یک ساعت به من مهلت دهید بروم اتاق کارم ، می رود اتاق کارش و تا صبح مطالعه می کند و یادش رفته که عروس در حجله منتظرش بوده است (البته قسمت مثبت این قضیه را در نظر بگیرید) اینها با تلاش و کوشش به جایی رسیدن با تنبلی نمی شود به جایی رسید. 19- رهبری، مسير وحدت و انسجام ملی و اسلامی را مشخص كرده است و اگر قرار است در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی تلاشی موفق باشد، تنها در پناه قرآن و اهل بيت محقق خواهد شد. افراد جاهل در بيان خود موجب تفرقه ميان شيعه و سنی میشوند. بحث منطقی اشكالی ندارد. بزرگان و عالمان دينی دور هم مینشينند، با هم فكر میكنند، مشورت میكنند، بحث منطقی میكنند و هيچ مشكلی با هم ندارند. مشكل زمانی است كه مسائل حساس جامعه اسلامی ورد زبان جاهلان شود. بله آن وقت تخطئه هست و هزار و يك مشكل ديگر..نقاط آسيب پذير وحدت در جامعه ايران اسلامی خودخواهی، خودپسندی و خودبينی است بايد اينها را كنار گذاشت. بايد به فكر مصالح كلی جامعه باشيم و منافع خلقالله را بر منافع شخصی و خودخواهیها ترجيح دهيم. 20- حرم امام رضا رفتن مهم و اصل نيست بلکه حرم در دل شماست (اگر بدانيد معناي اين حرف چيست.) چطور قلب يک بنده گناهکار حرم انسان کامل و حرم الهي مي شود؟ از خدا گشتي همه چيز از تو گشت از خدا گشتي همه چيز از تو گشت. 21- حضرت آية اللّه العظمى بهجت دامت بركاته از نوادر روزگار و از فقها و عرفاى بزرگى مى باشند كه نيل به شخصيت نورانى و آنِ معظم له براى عده معدودى هم ممكن نيست . ما كجا و آن فرشته روى زمين تا بتوانيم مطلبى عرضه بداريم . 22- اگر انسان با تهذيب نفس به سوی خدا حركت كند راههای جديد معارف بر او گشوده میشود و بسياری از حقايق را در میيابد در بخشی از موضوع مبدا و مقصد سالك راه خدا آمده است: برای شناخت و توجه بيشتر به مبدا و معاد بايد سه دسته از آيات بيشتر ملاحظه شود الف: آيات ناظر به اين معنا كه مبدا فاعلی حركت صحيح انسان، خدا است و انسان برای آن كه ارتباطش با خدا قطع نشود بايد همواره او و نعمتهای او را به ياد داشته باشد همان گونه كه فرموده است: «واذكروا نعمة الله عليكم». ب ـ آيات ناظر به اين معنا كه هدف غايی سلوك، خدا است، در اين بخش آمده است: از نظر قرآن كريم، مردم در دنيا و آخرت يا روشن دلاند و يا نابينا و كوردل؛ روشندلان كسانی هستند كه در قيامت نامه اعمالشان به دست راستشان داده میشود و میتوانند آن را بخوانند و ببينند و ديگران، خواه نامه اعمالشان را با دست چپ و يا از پشت بگيرند همه كورند و اين كوری باطن از دنيا شروع میشود. ج ـ آياتی كه راه كسب فراموش نكردن مبدا و مقصد را زياد به ياد خدا بودن میداند همان گونه كه فرموده است: « يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا» در باب زاد و توشه از صفحات مورد بحث میخوانيم: قرآن بهترين زاد و توشه را تقوا میداند«فان خير الزاد التقوی و التقون يا اولی الالباب» زيرا زاد هر مسافری به اندازه طول سفر او است؛ آن كس كه مقصد او لقاء الله است ره توشه بهتر و با دوامتری را میطلبد و خداوند در عين آن كه آخرت و آن چه را نزد خدا است بهتر و پايدارتر از دنيا و ديگر كالاها میداند بهترين و پايدارترين هستی را ذات خود اعلام میكند. 23- عدهای كر و لال و كورند و بدين جهت از راه باطل برنمیگردند؛ منظور قرآن ، محروميت از حواس ظاهری نيست، چه بسا بسياری از آنان از چشم و گوش سالم و قوی برخوردار باشند و قرآن آنان را كرو كور میداند بلكه منظور فقدان حواس و مشاعر درونی است. 24- همه ما گرفتار زندگی روزمره خود هستيم اما باز هم به دنبال اسباب و علل مادی میرويم در حالی كه تقوا به عنوان راه خروج از مشكلات و گشايش در كارها مطرح شده است. 25- راههای جزيی برای شناخت واجب نامحدود است؛ زيرا هر موجودی و هر شان وجودی در حد خود آيتی از آيات الهی است «بسيط الحقيقه كل الاشياء» 26- هنگامی كه برادران حضرت يوسف(ع)برای بار سوم به مصر آمده بر آن حضرت وارد شدند، حضرت يوسف به آنان فرمود: آيا دانستيد هنگامی كه نادان بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟ فرزندان حضرت يعقوب با شنيدن اين سخن با تامل در جمال حضرت يوسف (ع) بدون اين كه از ديگری بپرسند و برای شناخت يوسف(ع) در غير او جستجو كنند، با دقت در جمال وی گفتند: آيا راستی تو يوسفی؟ و نگفتند، يوسف تويی بلكه گفتند: «تو يوسفی»، حضرت يوسف نيز در معرفی خود نفرمود، يوسف منم بلكه فرمود: من يوسفم؛ يعنی همان كسی را كه میشناسيد، يوسف است و در روايتی ديگر منقول است كه برادران، يوسف را به خود يوسف شناختند، نه به غير او. 27- علامه طباطبائی فرمود: « باطن دنیا، صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) است.» اکثر افراد تصور می کردند که شاید فیلسوف بزرگی چون علامه طباطبایی کمتر به زیارت برود، روزی در سفر مشهد یکی از حاضرین از علامه پرسید: شما هم به حرم می روید؟علامه پاسخ داد: «آری»آن فرد پرسید: آیا شما هم مثل عامه مردم ضریح حضرت را می بوسید؟! علامه فرمود: « نه تنها ضریح، خاک و تخته در حرم را و هر چه متعلق به اوست می بوسم. »او حتی در حل مسایل علمی و فلسفی و تفسیری، از معنویت ارواح معصومین علیهم السلام، استمداد می جست و گاهی برای حل مسایل تفسیری چندین ساعت، حتی یک شبانه روز به درون گرایی می پرداخت و از خدا و پیامبر و ائمه استمداد می طلبید. علامه می گفت:« ما هر چه داریم از اهل بیتِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داریم. »هر کسی که اندک بی مهری ای نسبت به خاندان پیغمبر و مقام ولایت داشت نمی پذیرفت و با این قبیل افراد آشتی ناپذیر بود. ز اشتباهات علمی اشخاص، فراوان می گذشت و در تصحیح و نقد آنها همواره ادب علمی را حفظ می کرد، اما در مقابل افرادی که با مقام ولایت اهل بیت(ع) تا اندازه ای سر ناسازگاری داشتند نمی توانست ساکت بماند و به هر نحوی که بود سخنش را می گفت.... دلباختگی، شیفتگی و علاقه وی نسبت به خاندان پیغمبر تا حدی بود که کتاب و علم را در مواردی که مصیبت و مرثیه و امثال آن بود به یک سو می نهاد.. غالباً در مجالس روضه و مرثیه روزهای جمعه شرکت می کرد و گاهی با تمام وجود زار زار گریه می کرد؛ بطوریکه تمام بدنش می لرزید و از چشمهای درشت و جذابش اشک سرازیر می شد و بی گمان بسیاری از موفقیت های که داشت مولود همین خصلت بود. آیت الله طباطبائی می فرمود:« در بازبینی و تصحیح جلد اول المیزان، دو هزار غلط فاحش یافتم! ( مثلاً به جای «روز» نوشته بودم «شب»! ) و در بار دوم تصحیح، ششصد غلط! و حالا بهتر می فهمم «معصوم» و «عصمت» یعنی چه! »به مرحوم علامه عرض کردم:وقتی به حرم مشرف می شویم، چگونه زیارت کنیم؟ فرمودند: « مگر چیزی جز خدا مشاهده می شود؟! »علامه(ره) با نهج البلاغه و کتاب های حدیثی همان معامله را می کرد که با قرآن معامله می کرد، یعنی آن را می بوسید و روی چشم می گذاشت. اگر در مجلسی، کتاب روایی، مانند بحارالانوار، روی زمین بود، آن را برمی داشت و می بوسید و روی طاقچه می نهاد؛ و به قفسه کتابی که کتاب حدیث در آن بود، پشت نمی کرد.علامه به این بیت از اشعار استادش، آیت الله اصفهانی ( که در مدح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است) خیلی علاقمند بود: مفتقرا! متاب رو،از در او به هیچ سو زان که مس وجود را فضّه او طلا کند! 28- وصله بمب اتمی، به ملت مسلمان ايران نمیچسبد ما نمیخواهيم بمب اتمی بسازيم و بر سر مردم بريزيم. آمريكايیها بدانند كه اين وصلهها به ملت شريف و مسلمان ايران نمیچسبد. ما هزاران استفاده علمی از انرژی هستهای خواهيم كرد. اين سرنوشت ماست و كسی حق دخالت در آن را ندارد. مگر آنها ولی مردم هستند، آنها خود حيوانات درندهای بيش نيستند. همه ملتهای دنيا حق دستيابی علمی به اين انرژی مفيد را دارند. اما اينها چون خودشان نيتشان بد است، نسبت به همه خيرخواهان عالم بدبين هستند. داشتن انرژی هستهای مثل نفس كشيدن، حق ماست. كسی كه نمیتواند حق نفس كشيدن را از ما بگيرد. ذخائر مملكت ما اين جوانها هستند. تا اين جوانهای عالم و عابد را داريم، از تحريم باكی نيست. 29- هدف از قيام امام حسين(ع) انسانسازی جهت حيات در جامعه توحيدی است. منشأ همه فضيلتها، قرآن و اهلبيت است و امام حسين(ع)، مسير دفاع از آن را در طول تاريخ ترسيم كرد. عمل منكر، جامعه آن زمان را فرا گرفته بود و هيچ معروفی در ميان نمانده بود و امام حسين(ع) با شهادتش، نفس مسيحايی خود را بر روح مرده جامعه آن روز دميد. امام حسين(ع) در مسير رسيدن به كربلا، برای يارانش از شهادت در راه خدا میگفت تا در طی راه، ياران مخلص و آماده شهادت را غربال كند و همين طور هم شد. كسانی بودند كه در طی راه امام را رها كردند و چه بسا مشتاقانی كه در اين مسير با امام همراه شدند. البته پيامی را كه امام با اين كار قصد انتقال آن را داشتند، امروز به وضوح در جامعه خودمان میبينيم.جهالت و نادانی مردم آن زمان نه به معنای فقر دانش و علم است، بلكه به معنای فقر فرهنگی و فقر نگرش صحيح سياسی است. 30- اين صحيفه سجادیه حاوی مسائل تربيت دينی جامعه است و اگر ما صحيفه سجاديه را داشته باشيم، هيچ كم نداريم.صحيفه سجاديه زبان دعاست و اين زبان را اگر خوب ياد بگيريم، برای دنيا و آخرتمان كافی است. مقررات اسلامی جنبه تكميلی دارد و اگر ما خود را با آن كامل كنيم، شيطنتهای دشمنان تأثيری بر ما نخواهد داشت. 31- برای اينكه بندگی خدا را كرده باشيم، بايد خدمات اجتماعی برای رفاه مردم انجام دهيم. 32- تعبير نهج البلاغه را سيد شريف رضى از اين جهت بر اين كتاب نهاده است كه او كلمات بليغ و فصيح حضرت را انتخاب كرده است. اين كتاب قرن هاست كه در ميان علما و بزرگان از جنبه هاى ادبى و معنوى مورد توجه بوده است. منتهى نهج البلاغه خود اقيانوسى است از مطالب و موضوعات مختلف علوم انسانى و آنچه كه انسان در دنيا و آخرت لازم دارد. مباحث فلسفى، معارف و اخلاقى و تربيتى و به طور خلاصه در نهج البلاغه درباره همه مباحث علوم انسانى عميقاً بحث شده است و در همه زمينه ها مى توان از نهج البلاغه استفاده كرد.چون سطح مطالب نهج البلاغه بالا و بلند است توده مردم معمولاً از آن محروم بوده اند و علما به خاطر آن جنبه هاى بلاغت و فصاحت و معارفى كه دارد با نهج البلاغه انسى داشته اند امّا نتوانسته اند آنچه كه درك مى كنند به جامعه منتقل كنند و جامعه مسلمان و شيعه را به نهج البلاغه نزديك كنند. خدا رحمت كند آنها كه به ترجمه هاى ساده اى پرداخته و مردم را تاحدى با نهج البلاغه آشنا كرده اند. در يك كلمه نهج البلاغه درس زندگى مادى و معنوى است. درس هاى حكومتى، درس هاى اخلاقى، پرورشى و... همه اش را در آن مى توان يافت. 33- متأسفانه براى جوان ها و روى آنها آنطور كه بايد و شايد كار نشده است. جوان ها به انس با خوبان نياز دارند، بايد افراد مهذبى با آنها انس بگيرند. آنها هم تحت تأثير واقع مى شوند. جوان ها الگو مى خواهند و متأسفانه با آنها برخوردهاى خوبى نمى شود، يعنى دنيا دنياى ديگرى شده است.سابقاً در ارتباطات ميان كوچكترها و بزرگترها ادب و احترام ديده مى شد، امّا حالا چون آن آداب و رسوم و احترامات كوچك و بزرگى در جامعه كمرنگ شده نوعاً جوانان ما از حضور با بزرگان محرومند. بايد قدرى جوانان آداب را رعايت كنند، بزرگان ما هم بايد با تواضع و با آغوش باز و پدرانه و مشفقانه و طبيبانه با جوانان برخورد كنند حال چه فرزندان خودشان باشند و چه فرزندان ديگران، اگر محبتشان صادقانه باشد، جوانان گرايش زيادى به آنان پيدا مى كنند. 34- بالاخره يك روز از اين جهان به سوى جهان ابدى خواهيم رفت بنابراين ما بايد ذخيره اى براى آن عالم داشته باشيم و راهش اين است كه فكر كنيم از كجا آمده ايم و در كجا هستيم و به كجا خواهيم رفت. گذشتگان ما چگونه بوده اند، آنها افسانه شده اند و روزى هم ما افسانه خواهيم شد. اين چه زندگى است كه انسان بدون خدا و ياد خدا زندگى كند. (و لا تبع آخرتك بدنياك)؛ آخرت خود را به دنيا مفروش. دنيا ارزش ندارد كه ارزش هاى اخروى را فداى آن بكند (ودع القول فى ما لا تعرف)؛ آنچه را نمى دانى نگو. اين خيلى مهم است كه انسان زبانش را كنترل كند و مسائلى را كه نمى داند نگويد. (و الخطاب فى ما لم تكلف و أمسك عن طريق إذا خفت ضلالته)؛ دنبال آن راه هايى كه خطرناك است نرو. انبيا به ما دستور داده اند كه دنبال علم برويد و اگر جايى ديديد خطرناك است توقف كنيد. به لقمان گفتند: حكمت از كه آموختى؟ گفت: از نابينايان كه تا جاى پايى نبينند پاى نگذارند. انسان در مسائلى زندگى بايد با احتياط رفتار كند و در جايى كه علم دارد رفتار كند. (و امر بالمعروف و تكن من أهله)؛ امر به معروف كن و خودت هم اهلش باش. (و أنكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بجهدك)؛ از كسانى كه منكرات انجام مى دهند كنار بكش حتى الامكان با تمام قدرت با منكرات مبارزه كن. (و جاهد فى اللَّه حق جهاده و لا تأخذك فى اللَّه لومة لائم)؛ سرزنش سرزنش كنندگان شما را از پا درنياورد. (و خض الغمرات للحق حيث كان)؛ هر جا حق هست بر. (و تفقّه فى الدين)؛ در دين تفقّه كن، تفقه و بصيرت در دين مهم است. حالا چه معارف باشد چه احكام و اخلاق و غير آن. (و عوّد نفسك بالتصبّر على المكروه)؛ عادت به صبر بر مكروهات كن. (و نعم الخفلق التصبر فى الحقّ)؛ بهترين خوى ها بردبارى در طريق حق است. (و ألجى ء نفسك فى الأمور كلّها إلى إلهك)؛ در همه حالات به خداى خودت پناه ببر. همه و مخصوصاً نسل جوان راهى جز پناه بردن به خدا ندارند و همه مشكلاتشان رابه خداى تعالى عرضه كنند كه او قدرت بر همه چيز دارد و همه قدرت و علم و توانايى و حكمت مال خداست. (فإنّك تلجئها إلى كهف حريز و مانع عزيز)؛ همانا تو نفست را به پناهگاهى محكم و نفوذناپذير سپرده اى. پناهگاه محكم خداست (و أخلص فى المسألة لربك)؛ سؤالات و نيت خود را از خدا خالص كن (فإنّ بيده العطاء و الحرمان)؛ همه چيز به دست خداست. (و أكثر الإستخاره)؛ زياد استخاره كن. يعنى زياد از خدا طلب خير كن. (و تفهّم وصيتى و لا تذهبنّ عنها صفحاً)؛ روى خود را به اين طرف و آن طرف نگردان. (فإنّ خير القول ما نفع و اعلم لا خير فى علم لاينفع)؛ بهترين سخن ها، سخنى است كه در آن سودى باشد و بدان علمى كه نفع ندارد خير هم ندارد (و لا ينتفع بعلم لا يحقّ تعلمه)؛ و از علمى كه آموختن آن شايسته نيست سودى حاصل نمى شود. 35- آقایان ما اگر نماز گزار باشیم همه کارهامون درست می شه نماز گزار نیستیم نماز خوانیم ما در عمرمان یک سجده نکردیم چرا تعارف می کنیم من که صد خروار تکبر دارم من سجده کردم سجده اوج نماز است یک ذره تکبر می گذارد بماند. خدایا به آبروی نماز گزاران عالم ما را جزو نماز گزاران قرار بده. ***آیت الله محمود امجد (استاد فلسفه و عرفان)
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|