|
به خاطر اسلام و مسلمين از طلبه شدن منصرف شو
شب خانهي سيد مانديم و به اردوگاه بازنگشتيم؛ پيش از آن اما ساعتها در كوچهباغهاي رويايي ..... چرخيديم و خاطره گفتيم و شعر خوانديم و گوجهسبز خورديم. شب سيد ني ميزد و ما آلبومهايش را نگاه ميكرديم؛ يك عالم عكس با آيتالله امجد، سلمهالله، داشت؛ از قرار پاطوق حاجآقا در .... منزل و باغ همايشان بود. سيد ميگفت كه عزم كرده بود كه طلبه شود؛ اين را با آيتالله امجد، سلمهالله، در ميان گذاشته بود؛ حاجآقا منصرفش كرده بود. آن زمان خيلي سر در نياوردم كه چرا؟ چه كسي بهتر از سيد حسين؟ حزباللهي، مسجدي، شاعر، خوشتيپ و از همه جالبتر اين كه هفتهشت سالهگي با پدرش به جبهه رفته بود. حاجآقا اما گفته بود: سيد حسين به خاطر اسلام و مسلمين از طلبه شدن منصرف شو. آخرين خبري كه از سيد حسين دارم آن است كه دارد كشاورزي ميخواند؛ طلبه نشده، اما همآن طور مانده؛ حزباللهي، مسجدي، شاعر و خوشتيپ و هنوز خانهشان پاطوق آيتالله امجد، سلمهالله، است...
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|