|
اختلاف از گوساله پرستي بدتر است
اختلاف از گوساله پرستي بدتر است/ پاره کردن يقة همدیگر و تهمت زنی بهغير از هواي نفس و ریاست طلبی دليل ديگري ندارد/ من از خار سر ديفال دانستم كه ناكس كس نميگردد از اين بالا نشينيها / چرا تا ميز ریاست را از تو ميگيرند، ضدانقلاب ميشوي / اگر انسان فكر كند كه فقط رو به قبله دعايش مستجاب ميشود، مشرك است / آن بزرگي كه معيار انتخابش پول است نه تقوي، اين بزرگ است؟! / طلبه ای که تحمل قول مخالف را نداشته باشد رشد نخواهد کرد / با مريد ومرادي کسی به آرامش نمی رسد / مظلومترين دعا در كشور ما دعاي كميل است آيت الله مصطفويميگفت: من به عمرم نتوانستم يك بار تمام اين دعا را بخوانم/ هیچ چیز نباید انسان را به قید بکشاندحتی نماز اول وقت!!
1)الحمدلله كه غرق نعمت هستيم يك نفر در بالاي منبر ميگفت والله قسم اگر يك خبرنگارالان بيايد و بگويد كه بدترين خلق خدا كيست من دستم را بالا ميبرم. اگر بگويند چه كسي بيشتراز همه غرق نعمت است من دستم را بلند خواهم كرد. شب و صبح حسين حسين ميكنيم اما آنطور كه بايد باشيم نيستيم.
2)بعضیها می گویند فلانی حرف بزند . مگه حرف زدن ماست خوردنه؟همین حرف زدن ما را بدبخت کرده اگر مردی زبانت را نگهدار ز کذب و غیبت و بهتان و آزار .حرف حرف حرف ...حالا یکی ندونه هارمجدون (آرماگدون) چیه مسلمون نیست؟
3)صد جور خدا را اثبات می کنیم . هزار جور اثبات حفظ می کنیم . خب خاک بر سر من! چند نفر با این حرفها برگشته اند؟ بابا برهان عمل ماست .یکی به من می گوید نتیجه ی عمل به رساله کو؟ شما که بچه حزب اللهی هستی پس کو نشانه هایش؟ پس کو آن آثار خوبش؟ چه چیزی به او بگویم؟ خب الان پیش خودش فکر می کند فقه و حوزه و ... همه چی کشک است .اسلام رو یا چپوندیم تو کتابهای فلسفی و ... یا تو مجالس مداحی و مداح ها . اگه یکی بگه بالا چشه فلان مداح ابرو یا فلان شعرش کم محتوی بود یا اصلا بد بود شکمشو پاره می کنیم .
زگلبانگ جهان تابم چه آتشهاست در دلها
نمی گیرد چرا در تو نمی دانم ، نمی دانم
4)دوست علي اهل بهشت است. اگر همه مردم دوست اميرالمؤمنين (عليه السلام) بودند خدا جهنمرا خلق نميكرد، اين حرف خود ائمه (عليه السلام) است ولي بر اين دوستي ماندن مشكل است.امروز مهرسوز زياد است. گناهان اين مهر را از بين ميبرند. والا هركس با محبت اميرالمؤمنين(عليه السلام) از دنيا برود نجات پيدا ميكند.
5)آقايان اختلاف از گوساله پرستي بدتر است. يك كاري كنيم اين اختلافها از بين برود.نكند به خاطر جشن عيد الزهرا يك كارهايي بكنيم كه باعث كشتن شعييان بشود. كجا حضرتزهرا (سلام الله عليها) راضي است كه هر حركتي بكنيم و آنرا به اسم حضرت زهرا (سلام اللهعليها) بگذاريم. بله ما حب و بغض داريم. خداوند در قرآن ميفرمايد: «يكفر بالطاغوت و يؤمنبالله» ؛ «لااله الا الله» همة اينها يعني تبري و تولي. اما اختلاف از گوساله پرستي بدتر است. به ايندليل كه وقتي حضرت موسي (علي نبينا و آله و عليهم السلام) وقتي از كوه طور برگشت، ريشهارون را گرفت و گفت چرا گذاشتي مردم گوسالهپرست بشوند. هارون گفت: «يابن ام لا تأخذبلحيتي و لا براسي اني خشيت ان تقول فرقت بين بنياسرائيل» . هارون عواطف موسي راتحريك كرد و گفت اي برادرم ريش و موي سرم را مگير، من ترسيدم كه بگويي در بين مردم چرا اختلاف انداختي. آنوقت ما براي رياستهاي دنيا، براي جيفة دنيا بعداز شهادت و قرباني شدناين همه دكتر و مهندس و آيت الله، بخاطر دنيا يقة هم را پاره ميكنيم و به هم تهمت ميزنيم كه بهغير از هواي نفس دليل ديگري ندارد.
6)مرحوم محقق كسي بود كه وقتي به او ميگفتي راجع به معراج حرف بزن شش ماه حرفحسابي براي گفتن داشت. او هميشه قلم در دست داشت و يادداشت ميكرد. اين يادداشتها ميشود دائره المعارف. متأسفانه امروز كاغذ و قلم كنار رفته است. دانشآموز و دانشجو ودانش پژوه بايد كاغذ و قلم داشته باشد. يك وقت يك نكتهاي ميشنود و يا در جلسهاي يك نكتهايميخواهد تذكر بدهد نياز به نوشتن دارد. ممكن است يك نكتهاي بگيرد و آن را يك كتاب كند.روايت داريم كه ميفرمايد چه بسا حامل معرفتي كه خود از آن نصيبي نبرد. بنده يكدانشآموزم و شما يك استاد هستيد ولي يك استاد از يك دانشآموز استفاده ميكند. يك آدمعاقل و عارف از يك لات ولگرد در خيابان استفاده ميكند، لاتهاي سابق با لهجه خاص خود اينشعر را ميسرودند و ميخواندند: /من از خار سر ديفال دانستم كه ناكس كس نميگردد از اين بالا نشينيها / همه مسئولان كشور بايد اين شعر را حفظ كنند. چرا تا صاحب ميز و پستي ميشوي خدا رافراموش ميكني. اين ميز ثمرة خون شهداست اين ميز مخصوص خدمت است نه سلطنت. و ازآن طرف چرا تا ميز را از تو ميگيرند، ضدانقلاب ميشوي / من از افتادن نرگس به روي خاك دانستم كه كس ناكس نميگردد از اين افتان و خيزانها.
7)اگر انسان فكر كند كه فقط رو به قبله دعايش مستجاب ميشود، مشرك است، قبله وطهارت همه نساب دعاست «فاينما تولوا فثم وجه الله» بايد انسان بداند هميشه رو به خداست.خداييكه آن طرف است را ما قبول نداريم. خدايي كه اين طرف است را هم ما قبول نداريم خداييكه همه طرف است را ما قبول داريم. بنابراين نبايد اينقدر تحجر و تقيد داشته باشيم كه فكر كنيمرو به قبله دعايمان مستجاب ميشود. نساب دعا اينست كه انسان رو به قبله بنشيند. يك وقتاست كه انسان در يك جمعي است، به حرم ميرود به امام زاده ميرود به مسجد ميرود، رو بهقبله مينشيند، با طهارت ميشود، امن يجيب ميخواند. دعا يك شرط بيشتر ندارد و آن خواندنخداست. يارب از دلهاي ما نور محبت را نگيراين تجمع اين توسل اين ارادت را نگير هستي مابستگي دارد به عشق اهل بيتهرچه ميخواهي بگير اما ولايت را نگير.
8)همه ی عرفان اينست که که خلاف نکنيم .يکی از چيزهايی که خيلی رویش تاکيد شده نماز شب است . چند نکته دارد که علما خيلی گوش زد می کنند :
الف - حال نداری نمی خواهد همه ی ۱۱ رکعت را بخوانی يا رکعت آخر تو قنوت آن اعمال (مانند ۷۰ تا استغفار و ...) فقط سه رکعت آخر (۲ رکعت شفع ۱ رکعت وتر) رابخونيد.
ب-اگه حال نداريد صبح بلند شوید شب هنگام و قبل از خواب يا شب هر وقت حال داشتيد بخوانيد .
ت-شب زياد نخوريد که صبح بتوانیدبيدار شويد .
9)دعا فرهنگ اسلام است. مظلومترين دعا در كشور ما دعاي كميل است. آيت الله مصطفويميگفت: من به عمرم نتوانستم يك بار تمام اين دعا را بخوانم. آنقدر كه اين دعا عميق است.امام سجاد (عليه السلام) 35 يا 40 سال با دعا فرهنگ اسلام را ترويج كرد و مطالبي را مثلوظايف پدر و مادر نسبت به فرزند و وظايف فرزند نسبت به پدر و مادر را در قالب دعا مطرحنمود. اما چون از صحيفه دور شدهايم زندگيمان آتش شده است نه پدر و مادرها وظايفشان رادرست انجام ميدهند نه فرزندان. از طرفي به جوانها ميگوييم در ازدواج به صورت خيابانيهمسر انتخاب نكنيد؛ بزرگان قوم بايد اين كار را انجام بدهند و از طرفي هم با خود فكر ميكنمميبينم بزرگي هم نمانده آن بزرگي كه معيار انتخابش پول است نه تقوي، اين بزرگ است؟! وليدر عين حال جوانهابه بزرگترها احترام بگذارند.
10)خواب و كشف وكرامات هيچ حجتي ندارد. دو چيز فقط حجت دارد يكي قرآن و يكي هم قولمعصوم است. هرچه خواب و كتاب و حرف است اگر با قرآن و روايات معصومين (عليهم الصلوهوالسلام) مطابقت نداشت همه رابه دريا ميريزيم.
11)با اخلاص يك استكان را از زير پايت بردار ميبيني از هشتاد هزار سالعبادت برتر ميشود و تو را بالا ميبرد. يك كار كوچك با اخلاص انسان را بالا ميبرد/بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هـرگز نتوان ديد جمال احـدی را/.
12)نه سنی ها سنی هستن نه ما شيعه ، قرآن می گوید اهل بيت ؛ اهل بيت هم می گویندقرآن ؛ نتيجه ی تقوا و عمل به رساله ، محبت اهل بيت است ؛ نتيجه ی محبت اهل بيت هم تقواست .در حديث ثقلين می گوید لن يفترقا ؛ نگفته جدا نکنيد گفته قران و اهل بيت جدا نمی شوند.
13)نگو هر غلطی دلم می خواهد می کنم بعد می گویم مولا و همه چی درست می شوداز آن ور هم نيفت که بگویی اگر يک بار نماز صبحت قضا شد می روی جهنم .
14)حالا تا نصف شب برو بگو حسين ، مادرت هم در خانه دلش هزار راه برودمرجع تقليد مادرت هم باشی مادرت راضی نباشد نمی توانی پای منبر و عزاداری هيچ کس بروی.
15) تقوا چند مرحله دارد مرحله اولش انجام واجبات است و ترک محرمات .
16)انسان مربوب خداست،پس چه بهتر که محبوب او هم باشد.
17)جسم را تبدیل به جان کنیم و جان را تقدیم به جانان.
18)عبد را دعا باید نه ادعا.
19) ضربتی بر پیکر خواب سحرگاهی بزنیم تا شربتی از آن شراب ناب بنوشیم.
20) شرارت در دنیا ، مرارت و حرارت برزخ و دوزخ را به دنبال دارد.
21)دنبال مقصر نگردیم،دنبال مؤثر بگردیم ،مؤثر هم فقط خداست.
22)در صعود الی الله،تقوا هم نردبان دل است و هم دیدبان دل.
23)عمر خویش گم نکنیم که المثنی ندارد.
24)هر که قائم را چشم به راه باشد،باید که خود سر به راه و وضعش رو به راه باشد.
25)امام زمان برای این ظهور نمی کنند که تبعیت نمی کنیم.
26)در مجلس عقدي ، در حضور مقام والاي وِلاء(مقام معظم رهبري)، به ايشان عرض كردم: دبستاني يا دبيرستاني يا دانشگاهي يا فوق دانشگاهي بخوانم؟ فرمودند : بخوانيد! گفتم: شاعري در مرحلة دبستاني گفته است :
چو رسي به طور سينا أرِنيِ مگو و بگذر
كه نيرزد اين تمني به جوابِ لَن تَرانِي
شاعر ديگري در مرحلة دبيرستاني سروده است :
چو رسي به طور سينا ، أرِني بگو و مگذر
چه خوش است از او جوابي ، چه تَري چه لَن تَراني
و ديگري در مقام بالاتر گفته است :
أرِني كسي بگويد كه تو را نديده باشد
تو كه با مني هميشه، چه جواب لَن تَراني؟!
اما به مرحوم علامه طباطبائي منسوب است كه در مقامي بالاتر ، ( بادلي شكسته ) فرمود: سحر آمدم به كويت که ببینمت نهانی ارنی گفتی دوهزار لن ترانی ، و آقا خيلي خوششان آمد.
27)خداوندا به مهدی زهرا قسمت می دهیم ما را طوری تربیت کن که خود می خواهی چرا که جوانی موسم عطرافشانی بوستان عمر و فصل شکوفه باران زندگیست.اگر غوغای بهار در باغ زندگی ما بر پا نشود و اگر بلبل جوانی بر شاخسار عمرمان ترانه ی زیبای پاکی نخواند،ما همان خزان زده ی سرد و خموده ایم، هر چند صد بهار بیاید و بگذرد.کاش قدر جوانی را بدانیم،جوانی مناسب ترین فصل رسیدن به خودباوریست،جوانان اگر از پند پیران و تجربه بزرگان و خوبان عالم بهره گیرند کمتر دچار حسرت خواهند شد.جوانی زیباترین گلی است که در بوستان عمر می شکفد. اما عمرش کوتاه،گلبرگ هایش لطیف و بسیار آسیب پذیر است.آن که نقد جوانی را رایگان از کف دهد کوله باری از حسرت را تا دامنه قیامت باید به دوش بکشد.قیامتی که اولین پرسش آن فرصت جوانی است.خدایا!خداوندا!آنان که جوانی را دریافته اند، آنان که گل زیبا و با طراوت زندگی را چون جان شیرین پرستار بوده اند و مطاع جوانی را با خریداری بس منصف نقد کردند، چه خوش معامله ای داشتند و آنان که عمر این گل را در بی خبری و غفلت سر آوردند چه بد زیانکارانی بودند و هستند؟!!
28)بهترین ذکر برای گشایش ، ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است .
29)رمز طلبگی تحمل است ، بهترین کار طلبه تحمل قول مخالف است که رشد خواهد کرد وگرنه رشد نخواهد کرد .
30)آیات 54تا 56 سوره مبارکه اعراف برای نورانیت قلب خیلی خوب است :ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات لامره الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین * ادعوا ربکم تضرعا و خفیه انه لا یحب المعتدین * و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفا و طمعا ان رحمت الله قریب من المحسنین.
31)کامل ترین حمد ، آیات 36و 37 سوره مبارکه جاثیه می باشد :فلله الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمین * و له ا لکبریاء فی السموات و الارض و هو العزیز الحکیم.
32)آیات 2و 3 طلاق را زیاد بخوانید : ... و من یتق الله یجعل له مخرجا * و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا.
33)يك كسي آمد موعظه خواست از اميرالمومنين (عليهالسلام) حضرت فرمود اينجور نباش كه بدان عمل آخرت بخواهي قانع نباشي آرزوهاي طول و دراز داشته باشي اين جور نباش از كساني نباش كه نسبت به مردم بد بين است خيال كرده كليد بهشت دست خودش است و بقيه جهنمي ، اینکه مردم را نجاتدهی خودت را سعي كن از جهنم نفس و هلاكت نجات بدهي اينجور نباش نسبت به مردم با نظرخفت و سبكي تماشا كني و با نظر عظمت به خودت وقتي كه پولدار ميشود امكانات پيدا ميكند سبك مغزي ميكند و مفتون ميشود و وقتي فقير ميشود خيلي مأيوسانه اينجور نباش در عمل خيلي كوتاهي ميكند ولي وقتي چيزي ميخواهد مبالغه ميكند كاري ازو ميخواهند كوتاهي ميكند كار ديگر ميخواهند با مبالغه ميخواهد انجام بشود شهوت كه بهش ميآيد گناه را جلو مياندازد و توبه را پس مياندازد گناه را انجام ميدهد ولي ميگويد بعدا توبه ميكنيم و اين كار خطرناكي است اينجور نباشد وقتي كه ناراحتي در ميآيد ازش از دين و مذهب خارج ميشود موعظه ميكند صحبت ميكند ولي خودش موعظه نمي گيرد معتبر نمي شود خيلي موعظه ميكند خيلي حرف ميزند براي ديگران اما خودش متحد نمي شود مشكلي دارم زدانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند اول بايد خود توبه كند خدا تعالي در حديث قدسي ميفرمايد اول خودت را موعظه كن بعد مردم را ، از من خجالت بكش بعضي از علما وقتی این حديث راديدند منبر را تعطيل كردند ... واي بر كسي که حرف خوب بزند و خودش نباشد جهنم كه اگر بويش به دنيا برسد همه هلاك برسد جهنم و جهنميان از بوي تعفن عالمي كه به علمش عمل نكند متعزيند خدا توفيق عمل بدهد ميفرمايد كه اينجور نباش كه موعظه ميكند ولي متحد نمي شود و در قول و سخنراني پز ميدهد سخنراني ميكند در عمل ميآيد كمي ميشود سبقت ميگيرد در چيزي كه فاني و دنيايي است در چيزهايي كه باقي است مسامحه ميكند از اينها نباش که ضرر را نفع ميداند نفع را ضرر ميداند به عقلش رفتار نمي كند از اينها نباش از موت ميترسد ولي از دست رفتن فرصت نمي ترسد از فرصت استفاده می كند گناهان ديگران را بزرگ ميداند ولي گناه خودش را كوچك ميداند كار ديگر را كوچك ميداند ولي كار خودش را بزرگ ميداند به مردم طعنه ميزند ملامت ميكند و به خودش مداهنه ميكند روغن مالي ميكند سر خودش كلك ميزند شيره مالي ميكند از مردم توقع همه چي دارد توقع خوبي دارد از اينها نباشد جوري باشد علم و عمل توأم باشد و سعادت تو را تأمين كند.
34)اهل تقوي تن پرور نيستند . حضرت امام باقر عليه السلام هم گوشتي بودند .
35)من از جواني خوشم مي آيد که منتقد و روشنگر باشد.
36)هر آنچه که عنصري و مادي است جزء آسمان دنيا است و از پس پرده آسمان دنيا شش آسمان معنوي است .
37)آنچه در قرآن مهم است تربيت و اخلاق قرآني است و پي بردن به چگونگي و کيفيت بسیاری از چیزها مهم نيست . مانند چگونگی پدید آمدن آسمان ها و یا کیفیت معاد که همه حکمای اسلام در مورد آن بحث کرده اند که قائل به معاد جسماني هستند و هر کسی کيفيت و چگونگی آن را به گونه ای دانسته و البته این قبیل مسائل به درد ما هم نمي خورد، اعتقاد به معاد است که غیر قابل انکار است.
38)آفرينش آسمانها و زمين در شش روز است ، توجه داشته باشيد که روز و شب بر اثر حرکت وضعي زمين است و در آن زمان اصلا زميني نبوده که ما شش روز به حساب همين روزهاي کنوني داشته باشيم ، پس خلقت زمين و آسمان و مابين آن را در شش مرحله وجود داشته است .
39)اينکه ميگويند زمين قطعه اي از خورشيد بوده و از آن جدا شده و سالها سرد شده و در آن دحو الرض رخ داده و ... ريزه کاريهايي است که قرآن در مورد آن صحبت نکرده و به ما هم ربطي ندارد زيرا قرآن کتاب تربيت است. نگاه کردن به ريزه کاريهاي طبيعت و ادبيات و علم و ... خيلي خوب است و براي ديدن عظمت الهي است ، ولي بايد بدانيم بيان چيزهاي غير ضروري بالاخص از سوي مبلغان دین مایه تاسف است و خدا هم نميخواهد اين ريزه کاريها را بگويد و اصل مطلب را که در مسير هدايت است بازگو مي کند .
40)تفسير قرآن را در دو حالت داريم :اول- ظاهر قرآن که براي تفسير به آن احتياج به علم ، برهان عقلي و قول معصوم داريم . دوم – تفسير باطن قرآن که براي آن احتياج به عرفان قلبي ، علم حضوري و سنت معصومين داريم.
41)بنا بر نظر علما الفاظ برای معانی عامه وضع شده است و معناي انتزاعي دارد ، مثلا چراغ يک معناي عام است . اول چراغ موشي بود بعد چراغ توري شد ، بعد برق آمد و ... اما هميشه چراغ يک معناي انتزاعي داشته است و بر همه اينها صدق مي کرده است . گاهي الفاظ مشترک است اما معاني برداشت شده از آن متفاوت است ، مثلا يک قبيله به عين، چشمه و قبيله ديگر نقره و ديگري زانو اطلاق می کردند.در مورد قرآن کریم گفته شده قرآن وجوه معنایي مختلفی دارد ،اما توجه داشته باشيم که متکلم خداست و محدوديت علمي ندارد و مخاطب اصيل قرآن حضرت رسول (ص) است که در فهم معاني متفاوتي که منظور متکلم بوده مشکلي ندارد و ظرفيت آن را دارد . پس اگر متکلم لفظي بگويد و هزاران معنا را قصد کند ، مخاطب هم که رسول است هزار معنا را بفهمد ، ديگر اشکالي در رابطه با ذي وجوه بودن قرآن وجود ندارد . البته بايد به اين نکته توجه داشت که قرآن ذي وجوه است اما هرگز ايهام شعري در آن وجود ندارد. و همچنین با اینکه مخاطب اصيل قرآن حضرت رسول (ص) است ، اما اين موضوع منافاتی با عربي مبين بودن (فهم همگانی) آن ندارد.قرآن ذي وجوه است و اگر نمي توانيد معاني مختلف را بر آن حمل کنيد ، آن معني را که خوب و عقلاني است قبول کنيد .هرچه آدم با قرآن انس بگيرد بيشتر بالا مي رود و ظهور و بروز اخروي او نيز بيشتر مي شود .خدايا بخل و حسد و کينه و تمام اين نجاسات اخلاقی را از ما بگير و ما را طاهر و مطهر گردان تا قرآن را بهتر بفهميم .
42)من دلم ميخواهد تا شما بچه مسلمانها را تحريك كنيد تا با معارف اوليه و ثانويه آشنا بشوند تااز معاني نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه لذت ببرند. البته نميخواهد خيلي عميق بشوند آن كار اساتيد است مثلاً بر روي عنكبوت شصت سال تحقيق ميكنند و بيست هزار نوع عنكبوت كشف ميكنند،خوب يكنفر آنجا هست و كافي است. اما يك بچه مسلمان وقتي ميگويد: «اياك نعبد و اياكنستعين»، بايد بفهمد يعني چه، يعني خدايا انحصاراً تو را ميخواهم يعني عاشق توام آنوقت ازفهم آن لذت ميبرد، يا وقتي ميگويد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب»؛ يعني دل آرام گيرد به يادخداي ؛ وقتي ميفرمايد تقديم متعلقات مفيد حصر است، لذت ميبرد . در جاي ديگر اين لذتها وآرامشها نيست. كسي با سيگار و مواد مخدر و شراب و قمار به آرامش نميرسد. با مريد ومرادي و با پول و ثروت هم همينطور. همگي مثل هم است. مستي دنيا خيلي بدتر و نجستر ازشراب است. «هر قبله كه بيني بهتر است ز خود پرستي» هو الحي ؛ الف و لام مفيد حصر است ؛يعني جز يكي نيست نقد اين عالمبازبين و به عالمش مفروش.
43)آيت الله فلسفي وقتي به اصفهان ميرفت سينماها تعطيل ميشد. ايشان هفتاد سال از كيانو حريم اسلام دفاع كرد. او يك روضه خوان امام حسين عليه السلام بود. ايشان ميگفت حديثبخوان، بيان خدادادي چيست. حالا بياييد ببينيد اين منبرهايي كه بندهو امثال بنده ميرويم چقدرمايه دارد.
44)در اين مجالس مخصوص فاتحه خواني به جاي اينكه چهار تا مسئله و حديث درمورد قبر بگويند،مسائل كفن و دفن و نماز ميت را بيان كنند، منبري حرف خودش را ميزند وكاري هم به ديگرانندارد كسي هم گوش نميدهد.
45)دم چو فرو رفت هاست، هوست چو بيرون روديعني از او در همه، هر نفسي هاي و هوستاينست كه امام حسين(عليهالسلام) در كربلا چيزي جز خدا نميبيند. قرآن از اول تا آخرش فلشاست. قرآن يك كلمه بيشتر نيست همه قرآن آيت است. من چراغ خطر را كه ميبينم در فكر قطع ووصلش نيستم. در فكر مخترعش نيستم در فكر چگونگي نصبش نيستم كه شهرداري آن رانصب كرده يا راهنمايي و رانندگي. من تا ميبينم چراغ قرمز است ميفهمم خطراست و ترمزميكنم. عالم چراغ است در بينشاني نشان اوست.جز يكي نيست نقد اين عالمباز بين و به عالمش مفروش/يا حسين يا حسين گفتن و مردن خوش استجان خود را به دست او سپردن خوش است /لب شط فرات به ياد سقاي عشقتشنه لب بودن و از آن نخوردن خوش است /قبر شش گوشه را بغل گرفتن خوش استراز دل با گل فاطمه گفتن خوش است.
46)بايد از نمازهامون توبه و استغفار کنيم نمازي که با تکبيرة الاحرام تا السلام عليکم اش توجه به همه چيز هست الاّ خدا .
47)شخصي به مرحوم علامه طباطبایی عرض کرد: «با اين پدر و مادرهاي پر توقع چه کنيم؟ ايشان فرمودند: « غيبت پدر و مادرها را نکنيد!»
48)هیچ چیز نباید انسان را به قید بکشاند.حتی نماز اول وقت!!اگر قرار است در آن لحظه گره کاری یکی از بندگان خدا به دست تو باز شود و نماز اول وقت را بهانه کنی این نماز می شود همان نمازی که کوفیان خواندند.
49)حتی اگر مؤمنی هم خبری به شما داد دربارۀ آن تحقیق کنید چه برسد به فاسق.
50)حرم امام رضا رفتن مهم و اصل نيست بلکه حرم در دل شماست (اگر بدانيد معناي اين حرف چيست.)
***حضرت آیت الله محمود امجد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|