تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد - علامه سيد محمد حسين طباطبايي تبريزي از منظر استاد امجد

  علامه سيد محمد حسين طباطبايي تبريزي

 

از منظر استاد امجد

 

 

علامه سید محمد حسین طباطبایی مفسر بزرگ تفسیر المیزان 

استاد امجد :

 

مرحوم علامه، الميزان را پس از سه دوره خواندن بحارالانوار { 110 جلد تأليف علامه مجلسي } نوشتند!

 

استاد امجد :

 

روزي از ايشان خواستيم که « بحث انسداد» از کتاب کفايه الاصول را براي ما تدريس کند.

فرمود: « من تدريس نمي کنم؛ چون به نظر من انسداد درست نيست. » ما اصرار کرديم که بگوييد.

فرمود: « من براي خدا در روز قيامت براي اين کار جواب حاضر نکرده ام. اگر روز قيامت بگويند: چرا عمر خودت و طلاب را تلف کردي؟! من جواب ندارم. اين درس را تدريس نمي کنم. »

 

استاد امجد :

 

« روزي در يکي از کوچه هاي نزديک حرم حضرت معصومه عليها السلام با ايشان را ه مي رفتيم.

[تا آن زمان] چند جلد از الميزان را ايشان نوشته بود که چاپ شده بود به ايشان گفتم: « چرا شما مشکل نويس هستيد؟ » پرسيد: «چطور!؟»

گفتم: « الميزان را کمي آسان تر بنويسيد تا همه متوجه آن شوند» ، فرمود:

« عجيب است، الحمدالله شما با مطالب من آشنا هستيد؛ شما يک صفحه از الميزان را بنويسيد، ببينيد آسان تر از اين مي شود يا نه؟! »

ايشان همچنين مي فرمود:

« بنده هنگامي که مي خواستم از نجف باز گردم، هرچه کتاب نوشته بودم، در رودخانه انداختم و تنها يکي از آن ها را ـ بدون توجه ـ براي خود نگه داشتم. »

 

و آن کتاب، رسائل سبع ايشان بود. اين خود نشان از تواضع علمي او و بي ادعا بودن ايشان دارد.

 

بشوي اوراق اگر همدرس مايي که علم عشق در دفتر نباشد.

 

                                    

         استاد امجد :

 

 

     علامه به اين بيت از اشعار استادش، آيت الله اصفهاني ( که در مدح حضرت فاطمه زهرا عليها السلام است) خيلي علاقمند بود:

مفتقرا! متاب رو،از در او به هيچ سو

زان که مس وجود را فضّه او طلا کند!

 

و يک بار هنگام خواندن خطبه حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام به عبارت ليس غيره که رسيد، بسيار مبهوت شد؛ بعد رو به ما کرده و فرمود:

« شما که اين همه کتاب فلسفي و عرفاني خوانده ايد، آيا ديده ايد کسي بتواند چنين بگويد؟! »

 

و نيز سفارش مي کرد که شب هاي قدر، به ياد حضرت فاطمه زهرا عليها السلام باشيم.

در گشودن رمز و راز اين سفارش، کافي است به روايتي از حضرت امام صادق عليه السلام اشاره شود که فرمودند :

 

« فمن عرف فاطمه حقّ معرفتها، فقد ادرک ليله القدر:

پس هر کس فاطمه عليها السلام را آن چنان که بايد، بشناسد، حتماً شب قدر را درک کرده است. »

مرحوم علامه همچنين مقيد بودند که هر سال، ايام شهادت آن بانوي بزرگوار ده روز در خانه شان اقامه عزا کنند و همه بستگان را دعوت نمايند.

 

 

استاد امجد :

 

 

 به مرحوم علامه عرض کردم:

وقتي به حرم مشرف مي شويم، چگونه زيارت کنيم؟ فرمودند:

« مگر چيزي جز خدا مشاهده مي شود؟! »

 

استاد امجد :

 

 

آيت الله طباطبائي مي فرمود:

« در بازبيني و تصحيح جلد اول الميزان، دو هزار غلط فاحش يافتم! ( مثلاً به جاي «روز» نوشته بودم «شب»! ) و در بار دوم تصحيح، ششصد غلط! و حالا بهتر مي فهمم «معصوم» و «عصمت» يعني چه! »

 

استاد امجد :

 

علامه طباطبائي می فرمود:

« باطن دنيا، صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات الله عليهم اجمعين) است.»

 

استاد امجد :

 

« هرگاه از ايشان مي پرسيدم: چگونه قرآن بخوانيم؟ مي فرمودند :

« توجّه داشته باشيد که کلام الله است. »

 

استاد امجد :

 

شخصي به مرحوم علامه عرض کرد: « با اين پدر و مادرهاي پرتوقع چه کنيم؟ ايشان فرمودند: « غيبت پدر و مادرها را نکنيد! »

 

استاد امجد :

 

 

علامه مي گفت :

« اگر يک کاه برداري، در همه عالم(هستي) اثر ميگذارد! »

{ پس گناه کردن چه اثري بر هستي ميگذارد؟ }

 

« شبي در نجف، بر پشت بام خانه، آماده خوابيدن مي شدم که مکاشفه اي برايم رخ داد و ديدم دستم و همه اعضايم، مي بينند و مي شنوند و همان زمان ديدم که همه عالم، عالِم است. »

باز ايشان مي گويد:

« هرگاه سوالي داشتم و خدمت علامه مي رسيدم، قبل از اين که پرسش را بيان کنم، جوابش را مي فرمودند. »

 

استاد امجد :

 

علامه طباطبائي می گفتند:

« به خط خودِ مرحوم ملاصدرا ديدم که نوشته بود: مسأله اتحاد عاقل و معقول را حضرت فاطمه معصومه عليها السلام براي من حل فرمودند. »

 

استاد امجد :

 

« حال مرحوم علامه، با شنيدن نام آيت الله قاضي دگرگون مي شد. »

 

استاد امجد :

 

 

مرحوم استاد، هيچ نامه نام و نشان داري را بي پاسخ نمي گذاشتند. حتي اگر حامل ناسزا به ايشان بود، جوابي کريمانه به آن مي دادند.

شخصي که ايشان را با سخنانش آزار مي داد و با علامه دشمني مي کرد، در مجامع، مورد احترام استاد بود و استاد به او مي فرمود:

« به حرم که مي روم، اول براي شما دعا مي کنم! »

 

هيچ کس نمي توانست علامه را خشمگين کند. به طور خلاصه مي توان گفت:

« علامه، له شده بود ». [ يعني ديگر هيچ چيز از ايشان باقي نمانده بود. ]

با آن که تا آن اندازه نسبت به فرصت و وقت حساس بود ( تا حدي که مثلاً پس از نگارش مطالب، نقطه گذاري مي کرد تا چند ثانيه وقت کمتري صرف شود)، اما اگر طلبه اي کوچک با ايشان سخن مي گفت، تا پايان کلامش گوش مي داد و من در عمرم کسي را چنين نديدم.

 

استاد امجد :

 

استاد طباطبائي را پس از ارتحالشان در خواب ديدم، به بنده فرمودند:

« يک صلوات براي همه شهيدان کافي است! »

 

استاد امجد :

 

مرحوم اميني ـ صاحب الغدير ـ در شبانه روز هجده ساعت کار علمي مي کرد و ... خيلي با شور و حال بود. استاد علامه طباطبائي مي فرمود:

« پس از رفتن به نجف اشرف، چنين حالي يافت. »

 

 

 

منابع:

 

1-  سایت منادی – ویژه مقام پیامبر اعظم(ص) – سایت وابسته به دفتر امور زنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

http://www.monadi.com/fehrest.asp?select=chehreha&select2=tabatabaee

 

 

2-     زمهر افروخته نویسنده : سید علی تهرانی ناشر : انتشارات سروش چاپ دوم ، 1382

 

3-     آن مرد آسمانی نویسنده : مرتضی نظری ناشر : دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ دوم ، 1382

 

4-  رمز موفقيت علامه طباطبايي نویسنده : حميد نگارش / علی باقی نصر آبادی ناشر : موسسه انتشاراتی امام عصر - عج چاپ دوم ، 1381 طبيب عاشقان نویسنده : یعقوب قاسملو ناشر : نسيم حيات چاپ اول ، 1379

 

                                               

                                                            

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |