تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد - استاد امجد به بنده فرمودند : فقط بنده خدا باش

استاد امجد به بنده فرمودند : فقط بنده خدا باش

            حضرت آیت الله محمود امجد 

  در روزهای نخست آشناییم با حضرت آیت الله محمود امجد که خود از طریق دوست ارجمندم جناب حجت الاسلام والمسلمین میرزا علی ملکی تبریزی با ایشان آشنا گشته بودم (حاج آقا ملکی از شاگردان و همراهان نزدیک حضرت آیت الله سید محمود ابطحی که خود ایشان از شاگردان، دوستان و نزدیکان استاد امجد بود) تصمیم گرفتم تا  در اولین فرصت با استاد تماس گرفته و از ایشان بخواهم که ضمن دعا رهنمودی برایم داشته باشند.

 

در طول هفته دو سه بار با منزل استاد تماس گرفتم  ولی برای تماس تلفنی با ایشان توفیقی نیافتم در آخرین تماس از همسر استاد پرسیدم پس استاد کی در منزل تشریف دارند بگویید تا بیش از این مصدع اوقات شریف نگردم که حاج خانم فرمودند: که ما نیز از اوقات حضور ایشان در منزل خبری نداریم اگر توانستید آخر شب با ایشان تماس بگیرید اگر منزل باشند حتما جواب خواهند داد.

پس از چندین بار تماس بالاخره  یک شب به سرم زد تا در نیمه شب و  وقت نماز شب مزاحم گردم که احتمال می دادم ایشان بیدار باشند پس ساعت چهار صبح  مجددا با ایشان تماس گرفته و در اولین زنگ تلفن را برداشتند نمی دانستم چه بگویم زبانم بنده آمده بود که ایشان پیشدستی کرده و  با همان صدا و لحن دلنشین و آرامش بخششان فرمودند : سلام علیکم بفرمایید بعد از سلام و احوال پرسی مقدماتی و بعد اینکه فهمیدند آذری بوده و از تبریز با ایشان تماس گرفته ام از اینکه در آن موقع شب مزاحم شده بودم از ایشان عذر خواهی نمودم ولی ایشان فرمودند که موردی ندارد.

 

در خاتمه تماس تلفنی از ایشان خواستم که با جمله ای رهنمودی به بنده حقیر داده و  بنده را نصیحت نمایند که ایشان  با طمانینه خاصی  به زبان آذری فقط به ذکر این جمله اکتفا کردند که :« الله بنده سی اول» یعنی فقط بنده خدا باش .

الان که خوب می اندیشم به این نتیجه می رسم که مشکل اصلی نوع بشر و قبل از همه بنده حقیر این است که به جای بندگی خدا بنده غیر خدا گردیده است  و متاسفانه جامعه ما دچار سر در گمی و نوعی مادی گرایی شده و به جای اینکه به هدف خلقت توجه داشته باشد ؛ به وسایلی که خداوند باریتعالی  جهت ایجاد تسهیلات در مسیر رشد و کمال در اختیار بشر قرار داده معطوف گردیده است خداوند متعال ما  آدمیان را به سه منظور به زمین فرستاده است که اولین هدف خلقت عبادت و بندگی مخلوقات می باشد یعنی بپذیریم که بنده ذات اقدس او هستیم و دیگر بر هیچ چیز بندگی نکنیم ؛ ما نباید بنده غیر خدا باشیم ؛ درحالی که میتوانم به جرات بگویم بیشتر ما بنده همسر مان و اتوموبیل مان .. منزل مان .. مافوق مان و خلاصه بنده غیر خدا هستیم  و در این صورت همه چیز را برای کسب رضایت ایشان انجام می دهیم و طبیعی است که بنده هر چیز که باشیم نیازهای مان را هم در وی جستجو می کنیم و خردمندان واقفند که غیر خدا نمی تواند نیازهای ما را اجابت نماید و لذا اینگونه همه ما درمانده می شویم و به غیر خدا پناه می بریم . باید دانست که اگر بندگی خداوند باریتعالی را کنیم و زندگیمان را بر پایه آئین نامه های ارسال شده الهی که توسط رسولان خداوند که همانا تعالیم خاتم آنها (ص ) در بر گیرنده تمامی آئین نامه های ارسالی حضرت حق می باشد ؛ راه گشا و راهنمای بشریت قرار دارد ؛ و در صورتی که مورد توجه قرار دهیم ؛ بایداطمینان داشته باشیم  که همانگونه که یک پدر ؛ پدری که از طرف فرزندش مورد قبول می باشد و فرزند کاملا در مقابل پدر تسلیم می باشد . آیا یک چنین پدری نمی داند که حوائج فرزندش چیست و به چه چیزهایی نیاز دارد؟؛ او همواره برای فرزندی که مستقیم نظر به سوی پدر دارد و به دنبال انجام مسئولیت ایست که به عهده فرزند قرار گرفته و فقط به دنبال کسب رضایت پدر می باشد ؛ تمامی وسایلی که برای رسیدن به هدف پدر می باشد خود؛ بدون هیچ درخواستی فراهم می سازد ؛ یک چنین فرزندی نیاز نیست از پدر چیزی بخواهد ؛ چون پدر همه را خود می داند و فراهم می سازد .لذا باریتعالی از نیازهای بندگان مومن خود بی اطلاع نیست و کاملا می داند که ما برای رشد معنوی و رسیدن به حق چه چیزهایی لازم داریم و او خود همه را یکجا فراهم می سازد و در اختیار ما قرار می دهد .ولی افسوس که بیشتر ابنای بشر زمانی که به این وسایل و امکانات که برای رشد معنوی ما در نظر گرفته شده اند ، به جای آنکه از آنها جهت رشد معنوی استفاده کنند ، معطوف و بنده آنها می شوند ، در اینجاست که حضرت حق ، آن ابزار و وسایل را پس می گیرد و نتیجه این می شود که ما و جامعه مان در گیر آن می باشد.

 

 

باید دروس عقب افتاده را دوباره باز نگری کنیم و به روز شویم آنگاه از تمامی کارهایی که برای غیر خدا انجام دادیم توبه کنیم و دوباره با وی پیمان بندگی ببندیم تا مورد لطف و عنایت ایشان قرار گیریم . آنگاه خواهیم دید که تمامی مشکلات جامعه برطرف می شوند .باید به این باور رسید که خداوند منان همواره عاشق مخلوقات خود می باشد و هر بنده اگر یک قدم به سوی وی بردارد او ده ها قدم به سمت بنده برمی دارد .

 

لذا استاد با جمله « بنده خدا باش » می خواست که به بنده بفهماند باید فقط بنده او بود نه بنده  هوای نفس ، نه بنده شرق و غرب، نه بنده زر و زور و نه بنده طاغوت‏ها. « بنده خدا باش »، يعني به جاي آنكه وابسته و برده خود طبيعي ، شهوات، عوامل طبيعت و قدرتمندان باشي كه بدون ترديد تو را به سيه چال از خودبيگانگي و بردگي رهسپار خواهند كرد ، قرار گرفتن خود را جزئي از اشعه پرتو بي نهايت الهي درك كرده، راهي منطقه آزادي مطلق باش، ‌تو شعاعي از اشعه‌ علم مطلقي ، تو نمونه اي از قدرت فراگير مطلقي، تو در مسير كمال مطلقي ، و آن نسبيتي كه گريبانگير تكاپو و پويايي و نتايج آن دو خواهد بود ، با احساس وابستگي معقول، طعم مطلق را بر ذائقه روح تو خواهد چشانيد.

 به قول مولوي:

 چون ز خود رستي همه برهان شدي

 چونكه گفتي بنده ام سلطان شدي

 

***وحید کاظم زاده قاضی جهانی (بسوی اعتدال)

 

سلام بر دوست‌ داران مردان خدا                    

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |